عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٣٠٦
صورت گرفته است، و تعاليم مذاهب آسمانى، خاستگاه اصلى همه پيشرفتهاى اخلاقى، تربيتى، اجتماعى و حتى علمى بشرى بوده است. نخستين روزنهها به شناخت و كشف مجهولات، در برابر بشريت، از معابد گشوده گشت، و عظمت جهان و امكان شناخت اسرار و رموز آن به وسيله اديان شناسانده شد. سررشته نخستين شناختها و راه رسيدن به آن نيز به دست پيامبران به بشريت ارائه گشت. اين اديان الهى بودند كه گرايش به خرافات و پندارهاى وهمگونه و باطل را كنار زدند، و حقايق سره و ناب و خالص را به بشريت آموختند، و بررسى علل و اسباب واقعى و روابط موجود ميان پديدههاى طبيعت را در آموزشهاى خويش تعليم دادند، و راه شناخت درست خدا را، از راه شناخت آيات طبيعت و پديدههاى آن اعلام كردند. اديان الهى، در حقيقت پايهگذاران مكتبهاى علمى، حقوقى، اخلاقى، تربيتى، اجتماعى و ... بودند. براى محققان و انسانشناسان، و تاريخنگاران بسيار دشوار است كه بشريتى را ترسيم كنند كه از تعاليم اديان و كتابهاى آسمانى جدا باشد. چون بدون اين جريان نيرومند الهى و انسانى، كه زيربناى اصلى حركت فكر و فرهنگ و تربيت در بستر تاريخ است، بيگمان به فرهنگ و تاريخى نتوان دست يافت كه قابل ذكر باشد، و صفحاتى را ويژه خويش سازد.[١] ازاينرو، بىترديد مىتوان گفت كه همه پديدههاى مثبت و سازنده و اصول مترقى و سعادتبخش در اجتماعات كنونى، زاده از تمدنها و فرهنگهايى است كه اديان- و بويژه اسلام- از بانيان اصلى آن بودند، و الهام از اصولى است كه پيامبران به ارمغان آوردند.
بنابر مطالب يادشده، و براساس پيوند ناگسستنى حلقات تاريخ، رشد و تكامل امروز انسان، بار و برگ درختى است كه ديروز و ديروزها كاشته شده است، و در نگرشى به ديروز و ديروزها، كار اصولى و زيربنايى آموزشهاى وحى، بويژه اسلام، در طول تاريخ، انكارناپذير است.
[١] - متخصصان رشتههاى گوناگون تاريخ و فرهنگ و علوم بشرى بر اين جمله گواهى مىدهند، و به اين موضوع اعتراف دارند.