عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٢٠٩
لا طاعوك و اتّبعوك. فقال: يجيئ احدهم الى كيس اخيه فيأخذ منه حاجته؟ فقال:
لا. قال: فهم بدمائهم ابخل. ثمّ قال: انّ النّاس فى هدنة نناكحهم و نوارثهم و نقيم عليهم الحدود و نؤدّى اماناتهم، حتى اذا قام القائم جاءت المزاملة، و يأتى الرجل إلى كيس اخيه فيأخذ حاجته لا يمنعه.[١]
- برخى از شيعيان، به امام باقر گفتند: ما در كوفه گروه بسيارى هستيم. اگر تو فرمان دهى، همه فرمان برند و پشت سر تو بيايند. گفت: «آيا چنين هست كه يكى از اين گروه بيايد و آنچه نياز دارد از جيب ديگرى بردارد؟».
گفتند: «نه». فرمود پس اين گروه (كه براى دادن مال به يكديگر اينگونه بخل ورزند) براى دادن خون خويش (در راه اصلاح جامعه و احقاق حق ديگران) بخيلتر خواهند بود!». آنگاه فرمود: «مردم هماكنون آسودهاند كه در حال توقف حركت تربيتى اسلام به سر مىبرند». از مردم همسر مىگيريم و به آنان همسر مىدهيم. از يكديگر ارث مىبريم. حدود را اقامه مىكنيم.
امانت را بازمىگردانيم (يعنى زندگى مردم در همين حد است و نه كاملا اسلامى)، امّا به هنگام رستاخيز قائم، آنچه هست دوستى و يگانگى است، تا آنجا كه هركس، هرچه نياز دارد، از جيب آن ديگرى برمىدارد بدون هيچ ممانعتى.
«مزاملة»، رفاقت و دوستى خالص است، از: «زاملهاى صار عديله على البعير: با او رفاقت و دوستى كرد، يعنى همسان او شد در نشستن در يك طرف كجاوه». پس در دوران ظهور رفاقت و دوستى چنان صادقانه انجام گيرد كه همه همسطح و همسان يكديگر زندگى كنند، و مانند دو تن كه در دو طرف شتر نشستهاند و متعادل قرار گرفتهاند، همگان در مسائل و امور مربوط به معيشت و زندگى و حيات اينگونه تعادلى داشته باشند.
[١] -« اختصاص»/ ١٩؛« در فجر ساحل»/ ٤٦.