عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٣٠٧
با اين وجود، اكنون سخن بر سر اين مطلب است كه آيا كوششهاى پيامبران و تعاليم آموزگاران وحى، به نتيجه مطلوب و نهايى رسيد، و هدف اديان- بخصوص اسلام- تحقق يافت، و شكل نهايى جامعههايى كه در اديان و اسلام ترسيم گشت، به پيدايى آمد، و انسان آرمانى و اجتماع بشرى ايدهآل، در عينيتهاى ملموس و متن اجتماعات، ديده شد يا نه؟
پاسخ اين پرسش منفى است. چنين انسانها و اجتماعاتى كه تصويرى از آموزشهاى وحى باشد، بطور فراگير و عموميتيافته پديد نيآمد، ليكن نويد پديد آمدن آنها در آينده داده شد، و زمينههاى اساسى براى حركت نهايى و آرمانى آينده فراهم گرديد، و تجربه گسترده انسان در اعصار و قرون گذشته و تشنگى و عطش آدميان، آمادگى لازم را براى چنين دوران و تحقق چنين آرمانهايى پديد آورد؛ بطورى كه بدون اين زمينهها و دركها و احساسها و تجربهها و گذشتهها، تربيت چنين انسانها و تشكيل چنين اجتماعاتى امكان نداشت. ازاينرو با قاطعيت مىتوان گفت كه اديان در عينحال كه در محيط و جامعه خود تأثيرهايى اصولى داشتند، و هريك حلقهاى از يك زنجير را در تداوم تاريخ ساختند، در ارتباط با آينده نيز براى رشد تمدن بشرى زمينهساز بودند. اسلام نيز كه دنباله حركت اديان و تكامل آن بود، خود زمينهساز حركتى عظيمتر است، كه تحققبخش همه اهداف و آرمانهاى اديان الهى است، و مبشر پديد آمدن چنين دورانى است. همه اديان مژده روزگاران سرشار از نيكى و عدالت را در آخر الزمان دادهاند، ليكن اسلام به خاطر نزديكى زمانى و به دليل اينكه جامعه آرمانى موعود از دامن اسلام برمىخيزد، و تعاليم و پيشوايان اسلام سازندگان حقيقى آن رستاخيز عظيم هستند، بشارات صريحتر و بيشترى به پديد آمدن آن دوران داده است. و از پيشواى موعود- كه تحققبخش كامل همه خواستههاى پيامبران و اسلام است- فراوان سخن گفته است، و به اين ذخيره بزرگ الهى و رسالت عظيم و جهانى او نويدها داده است.
اين يكى از امتيازهاى اسلام است كه از آيندهاى چنين روشن و اميدبخش پرده برداشته و تحقق آن را حتمى دانسته است. از اينرو تعاليم اسلامى- بويژه تعاليم شيعه-