عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٩٠
خدا در ذهن جاى نداده است، و آيه يا حديثى را به رأى و دلخواه خويش معنى نكرده است. بىاعتقادان و كافران نسبت به مسائل اسلام اصيل و خالص داراى خلأ ذهنى هستند، و اگر مسائل و احكام به صورت درست تبيين و تفسير شود و منطق درستى در كار باشد و به آنها عرضه گردد، به راه مىآيند و به حق تن مىدهند. اين كارى آسان است، ليكن با مسلمان و خداشناسى كه تعاليم دين يا بخشهايى از آن را به گونهاى انحرافى آموخته و معناى بسيارى از احاديث و آيات قرآنى را دگروار فهميده است، و به اصول و مبانى و راه و روشهايى پايبند و معتقد است كه در حقيقت ضد دين خدا و راه و روشهاى پيامبران است، چگونه مىتوان روبرو شد؟ و چسان مىتوان به اين طبقه فهماند كه اين افكار و انديشهها و تفسير و تأويلها كه آنان و جامعه و پيشوايان و مبلّغان مذهبى ايشان به نام دين آموزش دادهاند، و سالها و سالها بلكه قرنها گفته و تكرار كردهاند، دين خدا نيست؟ در اينجا مشكلاتى روى مىدهد كه در مورد كافران و بى اعتقادان وجود ندارد؟
ترديدى نيست كه گذشت قرنها، و غرضورزيهاى گوناگون در خلال دوران تاريخ گذشته اسلام، و غيبت مفسر واقعى قرآن، و بدآموزى حكومتهاى ضد اسلامى و بظاهر اسلامى، و تفسيرها و برداشتهاى ارتجاعى روحانيان كوتاهفكر و واپسگرا، يا وابسته به دربارها و قدرتهاى مسلط سياسى، يا جيرهخوار طبقات مرفّه و اشراف و سرمايهداران، دگرگونيهايى را در مفاهيم قرآنى و آموزشهاى اسلامى پديد آورده است، به گونهاى كه چه بسيار آيات و احاديث و احكام را به سود خود و به نفع طبقات مرفّه تفسير كردند، و معنا يا موضع احكام الهى را دچار تحريف و انحراف ساختند.
جريان خودرأيى (تفسير به رأى) در مورد قرآن و احكام الهى مخصوص دوران خاصى نيست، بلكه از زمان رحلت پيامبر اكرم «ص» چيزى نگذشته بود كه اين كار آغاز شد، و حكومتگران ضرورى ديدند كه بخشى از تعاليم قرآنى و نبوى را براى استقرار حاكميت خويش دگروار و واژگونه تفسير كنند. و بر اين كار افرادى بظاهر عالم و حديثشناس گمارده شدند. و راه براى بازى با دين و آيين خدا بازگشت و