عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٢٧١
هيچ مانعى براى اين كار جز گريه و زارى و ترحم خواهى نمىديده است.
بدينگونه آن سپاه با اموال بسيار بازگشتند، در حالى كه هيچيك از ايشان زخمى نديد و خونى از ايشان نريخت. اگر مسلمانى بعد از اين از تأسف بميرد، نبايد سرزنش شود، بلكه سزاوار مسلمان است كه از چنين غصهاى بميرد ...
در سخن ديگرى، امام على «ع»، از احساسهاى ژرف و بيكرانه خود نسبت به احاد مردم پرده برمىدارد:
امام على «ع»:
* ... ا أقنع من نفسى بأن يقال امير المؤمنين، و لا اشاركهم فى مكاره الدّهر ...[١]
- آيا بايد تنها به اين خرسند باشم كه مرا امير المؤمنين بخوانند، و در تلخيهاى روزگار شريك مردم نباشم ...
امام حسين «ع» نيز با چنين احساسها و سوز و شورها، با ستمگران كارزار كرد، و تمام رنجها و دردها را به جان خريد، و سرانجام زندگى خود و ياران خود را بر سر اين آرمان نهاد و «شهادت بزرگ» را به سامان رسانيد، و اسارت خاندان خويش را پذيرفت.
او در اين فداكارى عظيم، استوارى دين خدا و نجات انسانهاى مظلوم را مىجست.
امام حسين «ع»:
* اللّهم! انّك تعلم انّه لم يكن ما كان منّا تنافسا فى سلطان، و لا التماسا من فضول الحطام. و لكن لنرى المعالم من دينك، و نظهر الاصلاح فى بلادك، و يأمن
[١] -« نهج البلاغه»/ ٩٧١.