عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٢٧٢
المظلومون من عبادك ...[١]
- خدايا! تو مىدانى كه قصد ما رقابت براى دست يافتن به قدرت يا زيادتخواهى مال دنيا نبود، بلكه براى آن بود كه نشانههاى دين تو را به ديگران بنمايانيم، و با قدرت دست به اصلاح سرزمينها زنيم، تا بندگان ستمديدهات ايمن شوند ...
امامان ما چنين بودند و نسبت به انسانها چنين احساسهايى ژرف و شگرف داشتند نمونههاى فراوانى، از اينگونه، در سيره پيامبر و امامان آمده است. چون انسانها بندگان خدايند، و امامان اولياى خدا. اولياى خدا بندگان خدا را دوست دارند.
امام موعود «ع» قلبى علوى و خوى و سرشتى حسينى در سينه دارد، و همه كفرها، الحادها، شركها، جهلها، انحرافها، معصيتها، فقرها، دردها، رنجها، محروميتها و نابسامانيها را در همه اجتماعات كوچك و بزرگ بشرى مىبيند، و غم و رنج يكايك انسانها را احساس مىكند، و سعادت دور شده و رخت بربسته از جامعه انسانى را لمس مىكند. او ميليونها انسان گرسنه را مىنگرد، پنجههاى اهريمنى طاغوتان مالى و سياسى و نظامى را بر اندام بشريت مظلوم مىبيند، دامها و شبكههاى پيچيده فساد، جنگ، انحراف و بردگى و تحميل و ... را بر سر راه همه انسانها نظاره مىكند، وضعيت زندگى ناهنجار دوستان و پيروان خود را مىداند، و از دشواريهاى ريز و درشت آنان آگاه است. او هرروز- از آغاز دوران امامت و رهبرى خود- با روحى لطيف و الهى و قلبى جهانشمول، كه چون آيينهاى تابناك همهچيز و همهكس در آن منعكس است، به اين صحنههاى دلخراش و جانگذاز مىنگرد. اكنون او با چنين وضعيتى و با چنين اندوههايى، و در دورانى بيش از هزار سال، چگونه انتظارى دارد؟ و در چه حالتى سوزان بسر مىبرد، انتظارى كه غمنامه بزرگ زندگى انسان به پايان رسد، و شب يلداى زندگى بگذرد، و اندوههاى قرنها و نسلها سپرى گردد، و پگاه ايمان، آزادى، شادى،
[١] -« تحف العقول»/ ١٧٢؛« الحياة» ٢/ ٣٢.