عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٢٧٠
و الحيرة فى ولاة امرهم، فغمنّا ذلك لكم لالنا، و سأونافيكم لا فينا، ... لأنّ اللّه معنا فلا فاقة بنا الى غيره، و الحقّ معنا فلن يوحشنا من قعد عنّا ...[١]
- ... از ترديد گروهى از شما در دينباورى و شك و سرگردانى در (مسئله) ولايت و امامت آگاه شدم. اين موضوع ما را غمگين ساخت، به خاطر شما نه به خاطر خود ما، و متأثر شديم براى شما نه براى خود، چون خدا با ماست و ما نيازى به ديگرى نداريم. و حق با ماست و از آنان كه از ما كنارهگيرند نگران نمىشويم ...
آرى، اينچنين شور و سوزها در احساس خدايى امام نسبت به نجات انسان وجود دارد. و امام بدينسان دلسوز، يار، ياور و غمگسار مظلومان و محرومان و سرگشتگان است. نمونههايى از اين شور و احساسها را در دوران زندگى امامان، تاريخ ثبت كرده است. امام على «ع» در دوران حكومت خويش در غم انسانها چنين مىسوخته است:
امام على «ع»:
* ... و لقد بلغنى انّ الرّجل منهم كان يدخل على المرأة المسلمة و الاخرى المعاهدة، فينتزع حجلها و قلبها و قلائدها و رعاثها، ما تمتنع منه الّا بالاسترجاع و الاسترحام، ثمّ انصرفوا وافرين، ما نال رجلا منهم كلم و لا اريق لهم دم، فلو انّ امرء مسلما مات من بعد هذا اسفا ما كان به ملوما، بل كان به عندى جديرا ...[٢]
- ... به من خبر رسيده است كه مردى از آنان (لشكريان متجاوز معاوية، به فرماندهى سفيان بن عوف غامدى) بر زنى مسلمان يا در ذمّه اسلام وارد مىشده و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره او را به زور مىستانده، و
[١] -« بحار» ٥٣/ ١٧٨. و در« مكيال المكارم» ١/ ٥٢،« ساءنا» آمده است
[٢] -« نهج البلاغه»، ٩٥؛« الحياة» ٢/ ٢٥٨.