عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٢٩
مىشود؟) امام فرمود: آرى، خداوند براى مردم دستورى ندارد جز اجراى عدالت و عمل به احسان ...
براى سؤالكننده مايه شگفتى شده بود كه در آيه نخستين، عدل و احسان، امر و تكليف عمومى الهى به بندگان به شمار آمده و در آيه دوّم عبادت و پرستش خداى امر و تكليف خداوند شمرده شده است، و اين دو باهم ناسازگار است، پس چگونه مىشود اين هردو را پذيرفت.
امام صادق «ع» در پاسخ تأكيد كردند كه بلى خداوند به مردمان امر و تكليفى جز عدل و احسان ندارد. يعنى هرچه را كه فكر كنيد كه تكليف الهى است و يا ممكن است باشد، از چهار رابطه و مقوله بيرون نيست:
١- رابطه انسان با خود
٢- رابطه انسان با خدا
٣- رابطه انسان با طبيعت
٤- رابطه انسان با انسان
هريك از اين رابطهها نام و عنوانى ويژه دارد و مقوله خاصى است و داراى قلمرو و اعمالى است مخصوص به خود، ليكن همه و همه در مقوله: «عدل» و «احسان» گنجانيده شده است بدين شرح:
عبادت و پرستش خالصانه خدا و توجه به موازين ارتباط خلق با خالق، رعايت اصل «عدالت» است در برابر آفريدگار و بخشنده نعمتها زيرا كه عبادت خدا و اطاعت از بخشنده نعمتها، مطابق عدل است، و نيز احسان به خود و نفس است در دستيابى به كمال و سعادت جاويد كه قرب الهى است.
هركس نسبت به خود تعهدها و مسئوليتهايى دارد، چه اينكه بايد خود را بسازد و در تكامل و رشد خود كوشا باشد. اين تعهدها و تكليفها نسبت به خود (و حق و حقوق هر كس نسبت به خود كه بايد رعايت گردد) و رعايت جانب آنها «عدل» است. و كوشش بيشتر از اين براى خودسازى و تكامل مادى و معنوى، احسان به نفس و خود است.