عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ١٩٧
عهده ما (حاكم اسلامى) است ...[١]
امام صادق «ع»:
*- دخل على ابى عبد اللّه «ع» رجل فقال: يا ابا عبد اللّه! قرضا الى ميسرة. فقال ابو عبد اللّه «ع»: «الى غلّة تدرك؟»! فقال: لا و اللّه: فقال: «الى تجارة تؤدّى؟».
فقال: لا و اللّه. قال: «فالى عقدة تباع؟» فقال: لا و اللّه، فقال: «فانت إذا ممّن جعل اللّه له فى أموالنا حقا». فدعا ابو عبد اللّه بكيس فيه دراهم، فادخل يده فناوله قبضة ...[٢]
- مردى بر امام صادق وارد شد و گفت: يا ابا عبد اللّه! قرض بده تا گشايشى پيدا شود. امام گفت: «تا زمانى كه غلّه برسد؟» گفت: نه به خدا. گفت:
«تا تجارتى سود دهد؟» گفت: نه به خدا. گفت: «تا ملكى به فروش رود؟» گفت: نه به خدا. گفت: پس تو ناگزير از كسانى هستى كه خدا در اموال ما حقى برايت قرار داده است». پس كيسهاى پر از درهم خواست و دست در آن برد و مشتى برگرفت و ...
در چنين اجتماعى، با اين سطح بالاى تأمين و امنيت، مردمان مىتوانند با آرامش خاطر و آسايش كامل زندگى كنند، و از هيچچيز و هيچ امرى نگران نباشند.
در جامعه امن، هركسى ادعاى بحق و سخن درستى داشت مىتواند بىبيم بر زبان آورد و حق و نظر خود را اظهار كند. و اين بالاترين ويژگى امنيت اجتماعى است، كه در سخن پيامبر اكرم «ص» و ديگر امامان مطرح گرديده است.
امام على «ع»:
* ... و اجعل لذوى الحاجات منك قسما تفرّغ لهم فيه شخصك! و تجلس لهم مجلسا عامّا فتتواضع فيه للّه الّذى خلقك، و تقعد عنهم جندك و اعوانك من
[١] - براى توضيح بيشتر به« الحياة» ٢/ ٤٨٤ به بعد مراجعه شود.
[٢] -« الحياة» ٢/ ٤٨٧ و ٤٨٨.