عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٢١١
حكومتهاى طاغوتى و قارونهاى بشرى كه يار و ياور يكديگرند، حيات و پايدارى خويش را در گرو رشد تضادها و كشمكشها مىدانند، از اينرو انسانها را از يكديگر دور نگاه مىدارند، رقابتهاى صددرصد مادى پديد مىآورند، بازارهاى مصرف كاذب مىسازند، زراندوزى و مالپرستى را در ژرفاى دلها نفوذ مىدهند، و جامعه را به كام دل خويش مىسازند. در دوران ظهور كه روزگار حرس بزرگ سرزمين زندگى است، اين موانع با شمشير از سر راه انسان برداشته مىشود، و مراكز و پايگاههاى تحميل فكر و روش بر انديشهها ويران مىگردد[١]. ارتباط انسان با كار و كالا و زمين و سرمايه و سود، از چارچوب تحميلى معيارهاى فاسد سرمايهدارى آزاد مىگردد، و كارگرى و كارفرمايى و مزرعهدارى و كشاورزى و ... مفهوم ديگرى به خود مىگيرد، و اينها همه در پرتو فرهنگ انسانى و تعاليم مهدوى امكانپذير است و تحقق خواهد پذيرفت.
[١] - فرهنگ و هنر و آموزش و پرورش و ابزارهاى ديگر نشر انديشه و فكر از دست سرمايهداران و حكومتهاى وابسته بيرون مىآيد.