عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ١١٠
سراسر دنياى كنونى تنها واژه آن وجود دارد و از محتوا و مفهوم آن خبرى نيست.
در دنيايى كه تقسيمبندى جهانى با معيارهاى ظالمانه صورت مىگيرد، و امتهاى ضعيف، به حال خود واگذار نمىشوند، و از راههاى مريى و نامريى در شبكههاى پيچيده نظامهاى سلطه و سرمايهدارى جهان گرفتار مىآيند، سخن از آزادى واقعى و آزاد فكرى، بازى با كلمات است. و گفتگو بر سر استقلال اقتصادى و انتخاب شيوه و راه زندگى و معيشت و دستيابى به رفاه و بسندگى بيهوده است. زيرا در چنين شرايطى، بخشهاى عظيمى از بشريت مواد لازم زندگى را در اختيار ندارند و دچار كمبود و فقرند، از بخشهاى ديگر نيز طبق الگوها و معيارهايى كه سرمايهداران و توليدكنندگان بزرگ بر جامعه تحميل مىكنند بايد زندگى كنند، و از مواد و كالاها بهره گيرند، و خود قدرت اختيار و انتخاب ندارند.
از اينرو در رستاخيز امام مهدى «ع»، انسان در آغوش آزادى به معناى واقعى كلمه مىآرامد، و در پرتو اين آزادى همه بندها و زنجيرهايى كه برپايش نهادهاند مىگسلد، و اسارت در بند نظامهايى كه جهان را به دوبخش پيشرفته و عقبمانده تقسيم كردهاند از ميان مىرود، و پديده شوم فقر و نياز نير نفى مىگردد، و رفاه اقتصادى در پرتو چنين معيارهايى به جامعه و افراد داده مىشود. ترديدى نيست كه بدترين و ناهنجارتين اسارت براى بشريت، فقر و نياز روزانه به غذا، لباس، مسكن، دارو و ديگر لوازم زندگى است. اين اسارت براى انسان لحظهاى آسايش و فراغت باقى نمىگذارد، و زمينههاى رشد و تكامل معنوى و مادى او را نابود مىسازد، و همواره انسان را در انديشه سير كردن شكم و پوشاندن بدن و دستيابى به سايبان و بهبودى از درد و بيمارى و ... فرومىبرد، و فرصتى باقى نمىگذارد تا به مفاهيم بالا و برتر زندگى بينديشد، و پايگاه انسانى خود را درك كند، و از عروج و تكامل نوع انسان سخن بگويد.
در دوران رفاه اقتصادى و رفع همه نيازها، آدمى از اين بردگى و اسارت هستى سوز رهايى مىيابد، و از بند مشكلات آن آزاد مىگردد، و به مسائل متعالى و برتر و تكامل و رشد و صعود مىانديشد و در آن راستا گام برمىدارد.