عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٣٢
الهى در ميان آنان زنده باشد و جريان يابد؛ اينها همه در سايه عدل تحقق مىپذيرد، دين در سايه عدل زنده است و زنده مىماند. و اين است كه امام على بن ابيطالب «ع» فرموده است:
* العدل حياة الأحكام[١]
- اجراى عدالت سبب زنده بودن و زنده ماندن (عمل شدن به) احكام دين است.
در چنين جامعهاى اخلاق، حقشناسى، و رعايت حدود روابط انسانى جايى ندارد. و اگر بطور جزئى و فردى مقرراتى رعايت مىشود و حقوقى منظور مىگردد، در كل نظام و مجموعه روابط اجتماعى، حق و تكليف رعايت نمىشود. قانون انسانى و عادلانه، در اجتماعى عادل بايد پياده شود و همان قانون و برنامه در جامعه ستم بنياد، ره ظلم در پيش مىگيرد و در تحكيم پايههاى بيدادگرى بكار مىرود. بنابراين اصل بايد پايهها و پايگاههاى اصلى اجتماع و نظام مديريت جامعه- كه در همه زوايا و زمينههاى اجتماع اثر مستقيم دارد و همه بخشهاى جامعه را به سوى جهتگيرى و حركت خويش هدايت مىكند- عادلانه باشد، تا كلّ روابط اجتماعى در تمام زمينهها و بخشهاى حيات گروهى و جمعى رنگ عدالت به خود بگيرد، و حركتى در جهت عدل و داد داشته باشد.
امام صادق «ع»، حاكميت زمامداران عادل را زمينه و علت اصلى احياى هرحق و عدل، و مرگ هرظلم و ستم و فسادى مىشمارد، و دين خدا را در پرتو چنين حاكميتى استوار و پايدار مىداند:
امام صادق «ع»:
* ... انّ فى ولاية والى العدل و ولاته، إحياء كلّ حقّ و كلّ عدل، و إماتة كلّ
[١] -« الحياة» ٦/ ٤٠٤.