عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ١١٦
سطح زندگى در اين حدّ بسيار متعالى و آرمانى و رفاه اقتصادى تا اين پايه، در دنياى سراسر ظلم و جامعههاى طبقاتى و سرشار از تضاد بر سر منافع و با روابط ظالمانه استثمارى براى ما، قابل درك نيست، ليكن وعده خدا است و تحقق خواهد يافت.
آيا چنين هدفى با اين بزرگى و عالمگسترى، با شيوههاى اخلاقى و پند و موعظه پديد مىآيد، يا امام مهدى «ع» تنها با اعجاز و قدرت معنوى اين چگونگيها را در زمين پديد مىآورد؟ يا شيوهها و روشهايى ويژه براى رشد ثروت و توليد كافى كالاها به كار مىبرد كه تاكنون نبوده است؟
روشن است كه ايجاد رفاه اقتصادى در اين حدّ و براى يكايك افراد خانواده بشرى، كارى بزرگ و مشكلى بسيار عظيم است، و به دشوارى مىتوان تصور كرد كه در آن روزگار چه مسائل و عواملى پديد مىآيد كه چنين زيستى نصيب انسانها مىگردد.
با مطالعه در وضعيت زندگى كنونى بشر و با بررسى دقيق منابع طبيعى و ذخاير موجود در زمين و محاسبه استعداد انسان و محاسبه مقدار مصرف زائد و مسرفانه و تجملى در اجتماعات مختلف بشرى به سه اصل دست مىيابيم:
١- منابع طبيعى و ذخاير زمين اين استعداد را دارد كه پاسخگوى مجموعه نيازهاى انسانها باشد (در هرمقوله از مقولاتى كه در زندگى بدانها نيازى هست)، و كمبودها را برطرف سازد و آدميان را به رفاه و آسايش و تأمين معاش برساند.
٢- محاسبه مقدار مصرف تجملى و مسرفانه اجتماعات بشرى[١]، روشن مىسازد
[١] - مطالعه آمار و ارقام منتشره از طرف سازمانهاى خواروبار و توليد و مصرف جهانى و آمارهاى اقتصادى كشورها، اين موضوع را ثابت مىكند، كه تنها از اضافه غذايى را كه در برخى كشورهاى سرمايهدارى در ظرفهاى زباله مىريزند يا مصرفى افزون از حد دارند و مواهب طبيعى را اسراف مىكنند مىتوان برخى كشورهاى پرجمعيت جهان را به خوبى تغذيه كرد. در اينجا به چند نمونه آمارى اشاره مىشود:
« ... تفاوت مصرف غذايى در جهان قابلتوجه است. در تئورى مىتوان مطرح كرد كه مصرف عظيم غير ضرورى كشورهاى غنى ممكن است به كشورهاى فقير انتقال يابد، امّا حتى اگر چنين انتقالى امكانپذير يا قابل قبول باشد فقط باعث بهبود سطح تغذيه كشورهاى فقير تا حد رضايتبخش خواهد بود».
« فاصله عقبماندگى»، ١٢٥. بى. پى. كول. ترجمه ذوالفقارپور و محمود رياضى اميركبير ١٣٦٥
« در جهان امروز تمام منابع عملى و مهارتهاى فنى لازم را براى تغذيه كره زمين و حتى جمعيتى بيشتر را در اختيار دارد. اما مشكل گرسنگى و فقر از اين ناشى مىشود كه در هرجامعه ابتدا اغنيا تغذيه مىكنند و مقدار نامتناسبى از غذاى موجود را مصرف مىكنند».
« چگونه نيمى ديگر مىميرند»، ٨ و ١٠.
« در سالهاى اخير دنيا، سالانه حدود ٢٥٠ ميليون تن غله و دانههاى غذايى توليد كرده و كشورهاى توسعهيافته با داشتن فقط ربع جمعيت جهان، نيمى از اين توليدات را مصرف مىكنند. حيوانات آنها يكچهارم تمامى غلّه دنيا را مىخورند كه معادل است با غذاى مصرفى ٣/ ١ ميليارد مردم چين و هند.»
« چگونه نيمى ديگر مىميرند»، ٨ و ١٠.
« در ... آمريكا سالانه به تنهايى براى سرسبز نگاهداشتن زمينهاى گلف، چمنها و قبرستانها بيش از ٢ ميليون تن كود شيميايى از بين مىرود و اين مقدار معادل است با كمبود كود مصرفى در كشورهاى عقب نگهداشته شده. اگر اين مقدار كود در كشورهاى جهان سوم مصرف مىشد مىتوانست اضافه توليدى برابر ١٥ تا ٢٠ ميليون تن غلّه داشته باشند».
« ديكتاتورى كارتلها»، ٢٢٤.
نمونه ديگر: مصرفهاى اضافى و اسرافى هزينههاى سرسامآور نظامى است:« اكنون همه كارشناسان سرشناس، و حتى كارشناسان محافظهكار، به اين نتيجه رسيدهاند كه تنها راه چيرگى بر بحران مالى جهان، جابهجا كردن اعتباراتى است كه به هزينههاى نظامى اختصاص يافته است ... بر باد دادن بىحساب اعتبارات دولتى در راه سياستهاى تسليحاتى از عوامل مهم برانگيزنده مشكلات كنونى اقتصاد جهان است اين حرف را حتى مىتوان به شكل صريحترى بيان كرد: مسابقه تسليحاتى راه را بر بهبود و رشد اقتصادى جهان مىبندد».
« ... با هزينه توليد يك هواپيماى جنگى مىتوان حدود ٠٠٠/ ٤٠ داروخانه روستايى برپا كرد ... هزينه توليد زيردريايى هستهاى مساوى است با مجموعه بودجههاى آموزشى ٢٣ كشور رو به رشد با ١٦٠ ميليون كودك كه در سنين مدرسه رفتن هستند».
« جهان مسلح، جهان گرسنه»، ٥٦ و ٩٢.
موضوع مهم ديگرى كه در اين ارتباط قابل دقت است گرسنگيها و كمبودها و قحطيهاى مصنوعى است كه توسط سرمايهداران و كارتلها و تراستها پديد مىآيد. اين نيز نقش مهمى در كمبودها دارد زيرا كه« در زمينه بحران گرسنگى جهانى« شركتهاى كشاورزى تجارتى» نقش مهمى ايفا مىكنند اين شركتها از زمين و نيروى كار كشور ميزبان براى توليد غذا ... جهت صدور به كشورهاى توسعهيافتهاى كه بيشترين بها را براى محصول مىپردازند، استفاده مىكنند و بدينگونه در قحطى عمدى آن كشورها بنحو مؤثرى مشاركت دارند».
« چگونه نيمى ديگر مىميرند»، ٢٠٥.