عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٢٣٤
حاصل دسترنج كار خود را به دست آورند، و نه امكان يافتند نيازهاى زندگى خويش را تأمين كنند، و نه شرايط رشد و پيشرفت فرزندان خود را فراهم سازند، و نه فرصت و فراغتى يافتند كه به خويشتن خويش و ابعاد حيات باطنى خويش بپردازند، و براى اصلاح و تكامل آن بكوشند، و نه نشاطى يافتند كه آسايش و لذت زندگى را درك كنند؟
اين زندگى و زنده بودن چه معنايى دارد؟! و چه خواهد بود؟
فشار شرايط تحميلى زندگى، محدوديتهاى ساختگى محيطهاى كارى، شرايط توانفرساى زندگى ماشينى، تحميل راه و روش و فكر و انديشههاى ناخواسته از طريق وسايل ارتباط جمعى و فرهنگى، تسلط نظامهاى طبقاتى، حاكميت معيارهاى سرمايهدارى و هزاران هزار مانع اقتصادى، سياسى و فرهنگى ديگر، آدمى را از خود بيگانه كرد، و حيات واقعى او را به حيات حيوانى- در سطحى پايين و ناقص- بدل ساخت.
با توجه به اين سرگذشت غمبار زندگى انسان، و تلاشهاى نافرجام او در پهنه زندگى، به اصالت و ارزش وعدههاى الهى پى مىبريم، كه به حيات زندگى، و حيات انسانيّتها، نويد داده است:
قرآن كريم:
* اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها ...[١]
- بدانيد كه خدا زمين را پس از مردنش زنده مىكند ...
و امام باقر «ع» اين مرگ و حيات را به مرگ و حيات انسان و انسانيّتها تفسير كرده است.
*- فى قول اللّه- عزّ و جلّ-: «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها». قال:
[١] - سوره حديد( ٧٥): ١٧.