عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ١٧٧
لإخوانه، و ما يجب له عليهم. فدخلنى من ذلك أمر عظيم. فقال: إنّما ذلك إذا قام قائمنا، وجب عليهم ان يجهّزوا اخوانهم و يقوّوهم.[١]
- اسحاق بن عمّار مىگويد: نزد امام صادق بودم، او از تساوى مردم با يكديگر، و حقى كه هركسى بر ديگرى دارد، سخن گفت. من سخت در شگفت شدم، فرمود: «اين، به هنگام رستاخيز قائم ماست، كه در آن روزگار، واجب همگانى است كه به يكديگر وسايل رسانند و نيرو بخشند».
و اين موضوع در بسيارى ديگر از تعاليم اسلامى آمده است، ليكن به نام احاديث اخلاقى، كنار گذاشته شده و در فقه مطرح نگشته است، و در برنامههاى الزامى حكومتها و اجتماعات اسلامى به صورت اصل و قانون تثبيت نشده است. و روشن است كه چون اين تعاليم عملى شود، به صورت احكامى جديد جلوه مىكند.
اگر امام مهدى «ع»، عدل و عدالت را زيربنا و علت و محور همه احكام معرفى كند، و صحّت و اسلاميت هرحكم را در مقدار سازگارى آن حكم با عدل و عدالت اعلام دارد، موضوعى ناآشنا و تازه به نظر نخواهد رسيد.
اگر امامى مهدى «ع» مسئله ارزش انسان و رسيدگى به او، و رفاه حال او، و حقوق انسانى را بر همه حق و حقوقهاى فرعى و فردى حاكم بداند و معيار و محور اصلى حق مالكيت، تجارت و مبادلات، حق آزادى و ديگر حقوق و تعاليم را، عدالت و رفاه حال انسانها بشناساند، و هرحق و حقوق فردى و گروهى را كه به رفاه و آسايش و رشد و تأمين زندگى معقول انسان نينجامد، غير اسلامى و نادرست اعلام كند، آيا ... امرى تازه به شمار نمىآيد؟
اگر امام مهدى «ع»، وجوه اسلامى را به نفع طبقات محروم افزايش دهد، تا آن مرز كه زندگى همه مردم تأمين شود و همگان به رفاه معيشتى درست دست يابند و فقر و كمبودى در كل جامعه نماند، امرى ناآشنا و برنامهاى تازه نيست؟
[١] -« مصادقة الاخوان»/ ٨، شيخ صدوق؛« وسائل» ٨/ ٤١٤، با اندكى اختلاف.