عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ١٢
گشته است و حقيقت و عظمت برنامههاى او جز پس از ظهور آشكار نخواهد شد.
ليكن يك موضوع هست، و آن روشنى خطوط كلى حركت و جهتگيريهاى عام و فراگير انقلاب همهجاگستر و همهجاگير آن منجى بزرگ است كه از مبانى اسلامى و تعاليم پيامبر و امامان روشن گشته است، و بدينگونه پارهاى از برنامهها و معيارهاى دوران ظهور نشان داده شده است. با اين نگرش مىتوان طبق ترسيم و تبيينى كه در احاديث ما شده است، كلّيت آن حركت و برخى برنامههاى آن را ترسيم كرد. اين رساله با چنين هدفى نوشته شده است. و اگر موفقيتى اندك نصيب گردد، مايه خرسندى است، زيرا كه موضوع كار بسيار بزرگ و بيكرانه است، و در برابر موضوعى چنان عظيم، موفقيت اندك نيز مايه خرسندى است.
در آغاز اين پيشگفتار، نام كتاب را اندكى بررسى مىكنيم:
«عصر زندگى»
اين نام نخست اين سؤال را برمىانگيزد كه مگر بشريت در روزگاران طولانى زندگى خويش، به «عصر زندگى» و دوران حيات گام ننهاده است؟ و مگر روزگاران گذشته و كنونى زندگى او، دوران مرگ و مردگى بوده است؟ اين كتاب، به روشن ساختن همين حقيقت نظر دارد، كه زندگى راستين و حيات انسانى، با همه ويژگيهايى كه براى آن برشمردهاند و شايسته انسان و اجتماعات انسانى است، تاكنون تحقق نيافته است.
در كدام دوره از تاريخ كهن، سراسر آباديهاى زمين، آكنده از عدالت اجتماعى و اقتصادى بوده است؟
در كدام دوره همه انسانها در پهنه زمين تربيت درست انسانى يافتهاند؟ در كدام زمان، دانش و آگاهيهاى انسانى، در همه مسائل حيات، به اوج تكامل و حقيقتيابى رسيده است؟
در كدام عصر انسان همه امكانات و نيروهاى بالقوه خويش را به فعليت رسانده و همه استعدادهاى نهفته فطرت خود را شكوفا ساخته است؟