عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٢٥٤
دامن دنيا غنودهاند، و به آن تكيه دادهاند. خدايشان شكمهايشان است ...
هواپرست و شكمپرستند. هرچه ميل داشتند، حلال بود يا حرام، باكى ندارند، زنانشان قبله آنها است، شرافت و ارزش خود را در پول و سرمايه مىدانند. براى شكمهاشان تلاش مىكنند، اينان (خود) بدترين اشرارند، فتنهها (و آشوبها) از دامن آنان برمىخيزد (و به ديگر سويهاى جامعه سرايت مىكند) و بدانان بازمىگردد ... بدنهاشان سير نمىشود، و دلهاشان فروتن نمىگردد.
اى ابن مسعود ... كسانى از نسل شما كه اين زمانه (نابهنجار) را درك كنند، در اجتماعات به آنان سلام نكنند، به تشييع جنازهشان نروند از بيمارانشان عيادت نكنند؛ زيرا كه اين مردم در ظاهر به دين شما پاى بندند و آيين شما را آشكار مىسازند، ليكن با رفتار شما مخالفند، و با اعتقاد به دين شما نمىميرند. اين (گونه) مردم از (امت) من نيستند، و من از آنان نيستم (پيغمبر آنان نيستم) اى ابن مسعود! ايشان حرص و آز فراوانى از خود بروز مىدهند، و حسد مىورزند. از خاندان و رحم (بر سر مسائل مادى) مىبرند، و دست به كارهاى خير نمىزنند.
در نگرش به مجموعه اين احاديث و احاديث ديگرى كه در تبيين و ترسيم دوران پيش از ظهور رسيده است، به اين اصل برمىخوريم كه بيشترين فاجعه دردناك و بحران عظيم حيات انسانى پيش از ظهور، به ظلم اقتصادى برمىگردد. و ريشه ظلمهاى اقتصادى در سرمايهدارى نهفته است. گرچه در دوران آخر الزمان همه اصول، معيارها، ارزشها، فكرها، فرهنگها، مكتبها حتى مذاهب رو به انحطاط و سقوط يا سستى و بيرنگى مىگذارد[١]، و جامعههاى بشرى در باتلاق مفاسد و جنايات و تباهيهاى گونهگونى فرومىرود، و از هرنظر و هرسو حيات واقعى انسانى دچار مرگ
[١] - نمونه خيلى روشن آن سقوط ماركسيسم و واژگونى نظامهاى سوسياليستى است.