عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٥٤
حقوقى مساوى زندگى كنند، و مردمان با وجود شغلها و كاردانيها و كارآييهاى گوناگون فردى و گروهى، به خدمتگزارى و اداره جامعه بپردازند، و هركس در هربخش و پست و مقام و پايگاه قدرت اجتماعى كه قرار دارد با ديگر افراد به اصل عدل و معيار حق رفتار نمايد، و از هرگونه امتيازخواهى و سلطهطلبى دورى گزيند.
در دوران ظهور، اين چگونگى نيز تحقق مىيابد. يعنى انسانها به شخصيت و ارزش واقعى خويش مىرسند، و بند ذلت و بردگى از همه برداشته مىشود.
پيامبر اكرم «ص»:
* ... به (بالمهدى) ... يخرج ذلّ الرّقّ من أعناقكم ...[١]
- ... به دست مهدى «ع»، بندهاى بردگى از گردن شما همه گشوده مىگردد ...
منظور بردگى تودههاى انسانى براى حكومتهاى خودكامه، سرمايهداران، كارخانه داران و زمينداران بزرگ و امثال آنان است، كه هستى و نيستى تودههاى مردم را در دست دارند، و سرنوشت مردم همه در دست مراكز قدرت و گروههاى مسلط در جامعه است، و آدميان بظاهر آزاد زندگى مىكنند، ليكن با مطالعه عميق در روابط اجتماعى روشن مىگردد كه افراد در اينگونه نظامها و زير بار آن سلطهها، سرنوشتى اسارتبار دارند، و همه جوانب زندگى و فكر و فرهنگ و هنر و اقتصاد و سياست و همهچيزشان اسير پنجه قدرتهاى مسلّط جامعه است. و اين قدرتهاى مسلّط يا خود حكومتها هستند، (چنانكه در برخى نظامها چنين است)، يا جريانهايى هستند كه حكومتها عامل دست آنهايند، مانند حكومتهاى سرمايهدارى. در هرنوع اين حكومتها، انسان آزادگى واقعى و درخور را ندارد، و اسير و برده است، اسارت و بردگييى سهمگينتر از بردگيهاى دوران گذشته.
[١] -« بحار» ٥١/ ٥٧.