عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٥٣
دروغ، در روابط اجتماعى، زمينه بيداد و ظلم و حقكشى و فساد و انحطاط است. چه بسيار ظلمها و ستمها كه از راه دروغ و وارونه جلوه دادن حقها و حقوقها پديد مىآيد. به اين دليل براى مبارزه با ستم و فساد و انحطاط بضرورت بايد دروغ محو گردد. دروغ اطمينان و اعتماد افراد را به يكديگر نيز از بين مىبرد، و جامعه را دچار بىاعتمادى و سوءظن مىكند. نتيجه حتمى چنين وضعى گسترش ترس و دلهره و عدم اعتماد ميان مردم است. در ميان افرادى كه راستگويى به صورت يك اصل پذيرفته شده باشد، امنيت به معناى واقعى كلمه و در همه ابعاد حيات فردى و اجتماعى تحقق مىيابد. امنيت اقتصادى، امنيت سياسى، امنيت اجتماعى و ... زيرا روشن است كه انسان در اجتماع راستگو مىداند كه بايد كالايش را به بهاى واقعى بفروشد، و هركالايى را به بهاى واقعى بخرد. از اين نظر كاملا مطمئن است در آسايش و فراغت به سرمىبرد. و همين امر به همه بخشهاى ديگر اقتصادى و ارتباطى جامعه حكمفرماست. امنيت سياسى نيز از همينجا به دست مىآيد، زيرا هرچه مىشنود و هراصل و آموزش و تبليغى مىبيند كه رنگ سياسى دارد، باور دارد كه راست است و مقرون به حقيقت. اين است كه مىتواند با كمال امنيت خاطر و راحتى وجدان و بدور از هرگونه نگرانى، از معيارها و خط و ربطها پيروى كند. امنيت اجتماعى نيز تنها در جامعه راستگويان وجود دارد. در اينجامعه مردمان هيچگونه هراس و بيمى از يكديگر ندارند، و همه با اطمينان كامل با يكديگر رابطه برقرار مىكنند، و به زندگى خويش ادامه مىدهند. اين است كه در دوران ظهور، كذب و دروغ، از جامعهها رخت برمىبندد.
در كار ساختن يك جامعه سالم، بايد زمينه هرنوع طبقهسازى و پديد آمدن برتريهاى طبقاتى محو گردد. و عواملى كه جامعهها را به طبقات گوناگون اقتصادى (اشراف سرمايهداران و بينوايان)، و سياسى (طبقه حاكم و فرمانفرما و طبقه محكوم و فرمانبر)، و نظامى (طبقه قدرتمند و مسلح به ابزار و طبقه فاقد ابزار نظامى)، و فرهنگى (طبقه دانشمند و متفكر و شاعر و هنرمند و ... و طبقه بيسواد و ناآگاه و ...)، تقسيم مىكند از ميان برود، و همگان بر اصل عدل و معيار و ميزان عدالت در كنار هم و با