عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٤٥
- مهدى، عدالت را، همچنانكه سرما و گرما وارد خانه مىشود، وارد خانههاى مردمان كند، و دادگرى او همه جا را بگيرد.
خاستگاه اصلى تصحيح روابط اجتماعى و سامانيابى جامعه، جامعه كوچك خانواده است. در اين محيط كوچك و هسته نخستين زيست گروهى، افراد مىآموزند كه چگونه يكديگر را مراعات كنند، و حق و حقوق متقابل را در نظر داشته باشند، و يكديگر را تحمّل كنند، و آسايش هم را فراهم سازند. درباره اينگونه امور و هرچه مربوط به سلامت زندگى انسانى بشود و در اجراى عدالت نقش داشته باشد، اقدام جدى و عادلانه خواهد شد.
امام على «ع»:
* ... فلا يترك عبدا إلّا اشتراه و أعتقه[١]، و لا غارما إلّا قضى دينه، و لا مظلمة
[١] - در نگرش نخست چنين انگاشته مىشود كه نظام بردگى مدتهاست ملغى شده است، و ديگر برده و بردگانى نيست كه امام منجى آنان را آزاد سازد. براى روشن شدن محتواى اين كلام مىگوييم:
١) اين حديث درباره جريان كلى بهسازى و سامانبخشى به كار همه انسانها است و برداشته شدن همه بندها و زنجيرها از پاى يكايك آدميان.
٢) بردگى در زمان ما با رنگهاى تازه و رسمها و ايسمهاى نو و مدرنى در جريان است. همه كارگران و كشاورزان استثمار شده، و همه انسانهايى كه زير تحميل فكر و فرهنگ و هنر و اقتصاد و سياست و ...، اسير و دربندند، بردگانند كه در صورت انسانهاى آزاد به شمار مىآيند.
٣) با مطالعه آمار و ارقام روشن مىشود كه بردگى به معناى سلب اختيار كلى از انسانها و خريد و فروش آنان نيز در دنياى كنونى كاملا پايدار است، و مجامع بين المللى و قوانين ملى، در نفى و طرد آن از همه كشورها چندان موفقيتى نداشته است. بردهدارى در آسيا، آفريقا و آمريكاى لاتين همچنان ادامه دارد. براى روشن شدن اين موضوع به اين آمارها توجه كنيد:
« ... عهدنامه تكميلى سال ١٩٥٦ سازمان ملل درباره بردگى، هركس را كه به ميل خود نتواند دست از كار بكشد، در رديف بردگان محسوب مىدارد. موارد زير در حوزه اين طبقهبندى قرار مىگيرد:
كارگران اجير شده كه بدون دريافت مزد و تنها براى بازپرداخت ديون خود نزد نزولخواران كار مىكنند.
كشاورزان بدون زمينى كه قادر نيستند املاكى را كه در آن كار مىكنند، ترك نمايند.
كودكان استثمارشدهاى كه از كانون خانواده خود جدا شده و در برابر مقررى ناچيز و يا اغلب بدون هيچ مزدى ساعات طولانى به كار گرفته مىشوند.
در سرتاسر جهان حداقل ٢٠٠ ميليون نفر از اينگونه بردگان وجود دارند، احتمالا تعداد واقعى از اين رقم بسيار بيشتر است. اكثريت اين بردگان در چنان شرايط ذلتبارى بسر ميبرند، كه فرق چندانى با نكبت بارترين دوران بردهدارى گذشته ندارد.
بردهدارى به مفهوم خاص تملّك انسانها، بهطور پراكنده ... هنوز وجود دارد ... گزارشهاى تكان دهندهاى از منطقه آمازون مىرسد كه در آنجا سرخپوستان امريكا توسط گلهداران و يا معدنچيان به بردگى گرفته شدهاند.
در سودان، در نتيجه جنگ داخلى بين مسيحيان سياهپوست و مشركان جنوب كشور از يك سو و مسلمانان عربزبان شمال از سوى ديگر، بردهدارى به مفهوم تملّك انسانها به سرعت گسترش مىيابد. نيروى ميليشاى عرب كه توسط دولت حاكم بر شمال كشور سازماندهى و مسلح شده است دست به تجارت بردگانى مىزند كه از قبيله« دينكاakniD » به غنيمت گرفته است. كودكان و زنان قبيله« دينكا» مورد هجوم ناگهانى واقع شده، و به اسارت گرفته مىشوند ... در فوريه ١٩٨٨ يك كودك« دينكايى» در مقابل ٩٠ دلار قابل خريدارى بود. در حال حاضر تعداد بردهها به اندازهاى افزايش يافته كه اين نرخ تا ١٥ دلار كاهش پيدا كرده است ...
زمانى كه شخصى موافقت مىكند كه وامى با نرخ بهره بسيار گزاف را با كار تأديه كند، غالبا تنها خود را در موقعيت يك مقروض مادام العمر قرار مىدهد، و به دنبال آن اجبارا به بندگى دايمى تن خواهد داد. حداقل ٨ ميليون نفر از اينگونه كارگران اجير شده در آمريكاى لاتين وجود دارند.
در آفريقا اين رقم ميليونها نفر بيشتر است. اما مركز اين فاجعه در آسيا و بويژه در هند واقع است. دولت هند به وجود اندكى كمتر از ٢٠٠ هزار نفر از كارگران اجير شده اعتراف كرده است. اين رقم را بيش از ٥ ميليون نفر برآورد كردهاند ... كارگران اجير شده اغلب متعلق به گروههاى اقليت جامعه هستند. هشتاد درصد از كارگران بىمزد هند از قبايل ياكاستهاى موروثى« نجسها» هستند كه عقده خود كمبينى و حقارت در آنها به بردگى مادام العمرشان كمك كرده است.
كارگران تا ميل مالزى ... هماكنون در مزارع روغن نخل و كائوچو مشغول بكارند. نزولخورانى كه سر رشته طرحهاى بردهسازى در دست آنها است، اغلب ملاكان محلى، رؤساى پليس، و صاحبان منابع مالى احزاب سياسى هستند.
« جبهه آزادىبخش اجيرشدگان هند» تعداد كودكان اجير شده را در هندوستان، پاكستان، بنگلادش، نپال و سريلانكا، معادل ٢٥ ميليون نفر تخمين مىزند. فقط در هندوستان بيش از ٥٠ ميليون كودك در شرايطى كار مىكنند كه غالبا با بردگى تفاوتى ندارد.
در سرتاسر جهان سوم، در مراكز فحشاى فيليپين، در كارخانههاى فرشبافى مراكش و تركيه، در فعاليتهاى مربوط به مواد مخدر آمريكاى لاتين، در دادوستد فواحش سريلانكا و ... كارگران خردسال و ارزان و قابل استثمار و بآسانى قابل جايگزينى هستند. وضعيت بردگان خردسال هندى ... در ٥٥٠٠٠ كارگاه بافندگى، بيش از يك ميليون كودك به كار گرفته شدهاند ... ١٥ درصد از اين عده، كارگران اجيرشدهاى هستند كه توسط والدينشان به صاحبان كارگاههاى بافندگى فروخته شدهاند ... اين كودكان شش تا هفت روز و روزى ١٢ ساعت در ازاى چيزى معادل ٤٠ سنت در هفته كار مىكنند و در كارگاههايشان مىخوابند. آنها از سوءتغذيه، بينايى ضعيف، غيرطبيعى شدن استخوانبندى بدن ... رنج مىبرند ...
اجير كردن به بهانه پرداخت وام و بردهدارى خردسالان، به عنوان سيمايى زشت اما پرهيزناپذير اقتصاد در حال توسعه در نظر گرفته مىشود. مدافعان اين نظريه چنين استدلال مىكنند كه نيروى كار ارزانى كه به وسيله كودكان و كارگران اجير شده تدارك مىشود، به توسعه اقتصادى كمك مىكند اما كودكان كارگر در حالى به مرحله بلوغ مىرسند كه از نعمت سلامت و سواد بىبهرهاند.
پايان دادن به بردگى فراتر از وضع قوانين است. الغاى بردگى به معناى دستوپنجه نرم كردن با فقرى است كه والدين را به فروش بچههايشان وادار مىكند. و همچنين به معناى ايجاد امكانات آموزشى، بخصوص در مناطقى است كه بردهدارى از پشت سنگر فرهنگ و اقتصاد محلى و گاهى از طريق عقده خود كمبينى و حقارت خود قربانيان بردگى به حيات خود ادامه مىدهد ...»
مجله: گزيده مسائل اقتصادى- اجتماعى، شماره مسلسل ١٠٢- ١٠٣، سال هفتم، شماره ٤ و ٥، مرداد ٦٩ از: مركز مدارك اقتصادى- اجتماعى و انتشارات سازمان برنامه و بودجه.
از اين بررسىهاى سودمند نيز روشن مىشود: غرب كه خود مدعى الغاى قانون بردگى است، بوجود آورنده بدترين و شرمآورترين نظامهاى بردهسازى و استثمار است كه نظير آنها در گذشته تاريخ بردگى نبوده است.