عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٤١
جذب خويش مىكند و با نيروهاى بالنده مردمى و تودههاى مظلوم انسانى، بر همه طاغوتان و مستكبران و سلطهطلبان- اعم از سياسى، نظامى و اقتصادى- پيروز مىگردد، صرفنظر از عوامل و نيروهاى معنوى فراوانى كه مددكار اوست، و امدادهاى غيبى كه به يارى او مىشتابند، و شايستگيهايى فزون از حد و وصفناپذيرى كه براى رهبرى كل اجتماعات بشرى در خود دارد، علاوه بر اينها همه، تكيه بر سنتها و قوانين حاكم بر جهان و جامعه بشرى دارد، و اينهاست كه او را پيروز مىسازد، و قيام او را پوينده و راه و نهضت او را استوار مىدارد.
از اصول و سنتهاى تغييرناپذير الهى كه حاكم بر جهان و جامعه بشرى است، اصل عدالت است[١]. عدل و تعادل، قانونى است كه در سراسر كائنات حضور دارد، و زيربنا و سنگ زيرين بناى جامعههاى سالم بشرى است. اگر جامعه يا قوم و ملتى خويش را با اين اصل همآهنگ و همآوا سازد، و حركت خود را در راستا و جهت عدالت قرار دهد، با كل هستى همآهنگ و همآوا شده است و ماندگار و پايدار است. و هرچه از عدالت فاصله بگيرد برخلاف جريان كلى هستى و قانونمنديهاى آن حركت كرده است و بضرورت آسيبپذير و نااستوار و نابودشدنى است. اين سنت خدا است و سنت خدا تغييرپذير نيست: «لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا[٢] و در سنت خدا تغييرى نخواهى يافت».
آنهمه قيامها، حركتها و انقلابها كه پويندگى خويش را از دست دادند، و چندان ماندگار نشدند، به همين علت بود كه علل و عوامل بقا و دوام را كشف نكردند، و اگر
[١] - در تعاليم والاى اسلام، اين موضوع كاملا تبيين شده است: امام على« ع» در سخنى مىفرمايد:« العدل أساس به قوام العالم: عدل پايه ايست كه جهان بر آن استوار است»« بحار» ٧٨/ ٨٣؛ و در سخنى ديگر از سنتهاى حاكم بر جامعه انسانى پرده برداشته است.« ما عمّرت البلدان بمثل العدل: آباديها( و جامعهها) به وسيله هيچ چيز مانند عدل آباد نگشت»،« غرر الحكم/ ٤٠٧». عدالت تنها پايه و پايگاه و ابزار قدرت و عامل بقاى دولتها است. اين اصل نيز در كلام امام على« ع» بروشنى آمده است:« إجعل العدل سيفك: عدالت را شمشير خود قرار ده»،« غرر الحكم» ٦٧.
براى توضيح بيشتر به كتاب« الحياة» جلد ششم و رساله فارسى: الحياة( گزارشى درباره جلد سوم تا ششم) مراجعه شود.
[٢] - سوره احزاب( ٣٣): ٦٢.