عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٢١٧
چه طبقهاى بودند و بايد در خدمت آن طبقه باشند. اينها همه فراموش مىگردد، و روحيه و حال و هواى انقلاب سايه برمىگيرد، و سازشكارى به سراغشان مىآيد، و آزمندى طبيعى انسان و آسايشطلبى به جاى سادهزيستى و سختكوشى انقلابى مىنشيند، و به زراندوزى و كاخسازى و شادخوارى روى مىآورند. مردم يعنى پايگاه اصلى حكومت و انقلاب را فراموش مىكنند، و از آنان فاصله مىگيرند، و در قصرها و كاخها مسكن مىگزينند، و دربانها و نگهبانان و حاجبان مىگمارند، و به توده انسانها پشت مىكنند، و با طبقات بالا و خاص جامعه در مىآميزند و بدينسان بوده است سرگذشت غمبار انقلابهاى بشرى در تاريخ.
سراسر نهج البلاغه، از اين غمنامه بزرگ پرده برمىدارد، و امام على «ع» با سوزى جانكاه، بسيارى از دستياران و كارگزاران حكومت خويش را به باد پرخاش مىگيرد، و ايشان را بازخواست مىكند، و حضور آنان در مهمانى يك ثروتمند را محكوم مىنمايد و حتى به محاكمه و بركنارى و عزل از مسئوليت تهديد ميكند. و اينها همه، براى همين بود كه برخى از آنان پس از رسيدن به حكومت و مقام و پست و دستيابى به بيت المال و امكانات رفاهى، هدفهاى اصلى و آرمانهاى مردمى و مسئوليتهاى الهى را فراموش مىكردند.
امام مهدى «ع»، اين آخرين يادگار پيامبران و اولياى خدا، براى پيشگيرى از اين آفت بزرگ، چنين اصولى را در شرايط بيعت خويش مىگنجاند و اصول كار را مشخص مىسازد، و با يارانش در آنباره تجديد عهد مىكند، با اينكه ياران درجه يك آن امام، انسانهاى خودساخته و استثنايى هستند، و دينباورانى بىنظيرند كه كمتر رهبرى چون ايشان دستياران و حواريانى داشته است، با اينهمه، چنين پيمان و بيعتى، راه را هموارتر و كار را استوارتر مىسازد.
موضوع بيعت و اصول و مواد آن، براى همه دوستداران و منتظران، آموزنده است.
و آيا ما نبايد با امام خود بر رعايت اين امور بيعت كنيم؟ و آيا شيعيان و منتظران با اين اصول با امام خود همپيمان مىشوند، آيا مىتوانند اين معيارها را در زندگى خويش پديد آورند: به مسلمانى دشنام ندهند، حرمت و حريمى را هتك نكنند، كسى را بناحق