عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٢١٦
اصول عمل كنند): ... مسلمانى را دشنام ندهند ... حريمى را هتك نكنند، به خانهاى (بدون اجازه) هجوم نبرند، كسى را بناحق نزنند، طلا و نقره گنج نكنند، همچنين گندم و جو (مواد غذايى) اندوخته نسازند، مال يتيمان را نخورند ... لباس خز و حرير (لباسهاى اشرافى) نپوشند. كمربند زرين نبندند[١] ...، گندم و جو (فرآوردههاى خوراكى) را احتكار نكنند، در امور معاش به اندك بسنده كنند ... لباس درشت بپوشند و (در حال عبادت و نماز) صورت بر خاك بگذارند ... و در راه خدا به جهادى شايسته دست يازند.
(امام) خود نيز متعهد مىشود كه از همان راهى كه آنان مىروند برود، و چون آنان لباس بپوشد، و بر مركوبى مانند مركوب آنان سوار شود، و چنان باشد كه آنان هستند. به اندك بسنده كند، و زمين را با يارى خداى از دادگرى بيآكند، پس از آنكه از ستم آكنده باشد ... و حاجب و دربانى نگمارد.[٢]
والايى اين اصول بر كسى پوشيده نيست، بويژه تعهدى كه امام در برابر ياران خود مىكند كه به اين اصول چون آنان عمل كند از ارزش و عظمت وصفناپذيرى برخوردار است.
انقلابها در طول تاريخ، دچار اين آفت بزرگ شده است، كه پس از دستيابى به هدفهاى نخستين و تشكيل حكومت و تأسيس نظام، انقلاب، به نظام تبديل مىشود و انقلابيون فراموش مىكنند كه براى چه آرمانها و هدفهاى نهايى انقلاب كردند و چه اصول و معيارهايى را بايد عملى سازند. شگفتآور اينكه حتى از يادها مىبرند كه از
[١] - اشرافزادگان و اميران و شاهان و شاهزادگان كمربندهاى زرين مىبستند. و امام در بيعت خويش پيمان مىگيرد كه كارگزاران حكومت و يارانش از اين شيوههاى طاغوتى و غير اسلامى و اشرافيگرى بپرهيزند.
[٢] - مشكلى كه همه حكومتگران گرفتار آنند، و با گماردن مأموران و نگهبانان از مردم فاصله مىگيرند، و كمترين زيان آن، بيخبرى از واقعيات روزمرّه جامعه، و بىاطلاعى از ستم ستمپيشگان و زور زورداران بر طبقات محروم است.