عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ١٨٧
كه از اهميت بسزايى برخوردار است، و آدمى را در بسيارى از دشواريهاى زندگى توان مىبخشد، و راه بسيارى از مشكلات را هموار مىسازد. انسان در اين راستا و با اين تجربهها همواره مىكوشد، تا به بار فرهنگى سنگينترى دست يابد، و به شناختهاى تازهترى برسد، و اسرار و رموز بيشترى را آشكار كند، و ابهامهاى فراوانترى برطرف سازد.
كوشش انسان در مسير تكامل شناخت، بيشتر به بعد مادى جهان و زندگى انسان معطوف بوده است. چون انسان با ماده سروكار دارد و تلاش او براى اين است كه خواص و آثار بيشترى از ماده را بشناسد. مسائل ماوراى ماده و بعد معنوى حيات، به خاطر پيچيدگى و دشواريى كه دارد بدانپايه مورد توجه و بررسى قرار نگرفته است.
حيات روحى و معنوى، در گستردگى و اسرارآميزى قابل مقايسه با حيات مادى و فيزيكى انسان نيست. انسان در قلمرو حيات معنوى ابزار لازم براى شناخت را نيز- به طور كامل- در اختيار ندارد. از اينرو، مىتوان گفت كه رشد و پيشرفت علمى و فرهنگى انسان بطور عمده در بخش مسائل مادى حيات بوده است، و در مسائل ماوراى طبيعى رشد و پيشرفت چندانى نداشته است. در بخش شناسايى بعد فيزيكى جهان نيز، شناختهاى سطحى و صورى و نوعا كشف آثار است. و در حوزه بررسيهاى انسانى، مجهولات فراوانى وجود دارد كه در مقايسه با شناختها و داناييهاى او بسيار عميق و گسترده است. در حقيقت شناخت انسان از جهان اسرارآميز بسيار محدود و اندك است، و متخصصان رشتههاى گوناگون علوم بشرى به دست مايههاى اندك و ناچيز علوم اعتراف دارند.
از سوى ديگر چون هدف از خلقت انسان رشد و تكامل معرفت و شناخت اوست، بايد روزى اين هدف تحقق يابد و روزگار دانشهاى راستين و پيروزى خرد بر مجهولات فرارسد. ازاينرو در دوران ظهور كه روزگار تحقق همه آرمانهاى انسانى و الهى است، شناخت انسان به تكامل نهايى مىرسد، و در ابعاد گوناگون دانايى از جهانشناسى، انسانشناسى و خداشناسى، عروج لازم را مىيابد، و آموزگار بزرگ اسرار و رموز، درسآموزان مدرس بشريت را به سرچشمه جوشان علوم حقيقى مىرساند، و كار