عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ١٨٦
- خداوند فرستادگان خود را در ميان مردمان برانگيخت، و پيامبران خويش را پياپى روانه كرد، تا از آنان رعايت ميثاق فطرى (الهى) را بازطلبند، و نعمتهاى فراموششده خدايى را به ياد آنان آورند ... و نيروهاى پنهان خود آدمى را آشكار سازند، و آيات بهنجار آفرينش را به مردمان بنمايانند، يعنى سقف افراشته آسمان، و مهد گسترده زمين، و نعمتها و وسايل زندگى كه حيات مردمان را تأمين مىكند، و مرگى كه (دوران زندگى) آنان را به پايان مىبرد، و بيماريهايى كه آنان را مىفرسايد، و حوادثى كه پياپى در زندگيشان روى مىدهد ...
شناخت مسائل اصلى جهان و انسان، از اهداف اصلى است كه در اين خطبه مطرح گرديده است چون: خودشناسى، آسمانشناسى و شناخت ستارگان و كهكشانها، شناخت زمين در ابعاد گسترده و ژرف آن، شناخت شيوههاى معيشت و اداره زندگى و راهيابى به علم معاش با ابعاد عميق آن، شناخت مرگ، شناخت بيماريهايى كه انسان را از پا در مىآورد، و شناخت تاريخ و حوادث و پيشآمدهاى اجتماعات بشرى.
نقش اصلى دعوت پيامبران گسترش دانايى و آموزش و تجربه و تعليم است. و ايمان خود از شاخههاى دانايى و شناخت به شمار مىرود. پيامبران به انسانها راه و رسم زندگى، هدف و نتيجه آن را مىآموختند، ارزش انسان و والايى مقام و پايگاه بلند او در كائنات و مقدار توان و قدرت او را در رسيدن به تكامل، به او تعليم مىدادند. در پرتو چنين آموزشهايى نيروى تفكر و تعقل را در او بيدار مىساختند و به انديشه درباره مبدأ و معاد و كشف رموز و اسرار آيات الهى وامىداشتند. از اين رهگذرها و با اين هدايتها و راهنماييها، انسان در علوم تجربى و مسائل عقلى و جهانبينى و جهانشناسى، در پهنه بيگرانه دانايى و شناخت گام نهاد، و به حقايقى دست يافت، و اصول و معيارهايى را كشف كرد، و راه و روشهايى را درك نمود، و ضوابطى به دست آورد. و بدينگونه پيش آمد تا به قرن حاضر رسيد. در اين دوره دانش تجربى رهآوردهايى تازه به ارمغان آورد،