عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ١٢٩
ظهور)، و آنگاه كه رستاخيز قائم بيآغازد مطمئن باشد كه زمين از او گرفته مىشود.
اينها نمونهاى از تعاليم ما درباره مالكيت زمين در دوران پيش از ظهور و پس از ظهور بود كه نظريه مالكيت امام[١] را تثبيت مىكند. در تعاليم ديگرى از مالكيت اموال- بويژه در رستاخيز ظهور- با تعميم و فراگيرى بيشترى سخن رفته است:
امام باقر «ع»:
*- فى قوله تعالى: فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ لا تَرْكُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيهِ. ..[٢]» يعنى الكنوز الّتى كنتم تكنزون.[٣]
- درباره اين آيه قرآن: «چون عذاب ما را حسّ مىكردند به ناگاه از آنجا مىگريختند. مگر يزيد. به ناز و كاموريهاى خود و ... بازگرديد ...».
منظور گنجهايى است كه ذخيره كردند.
اين آيه در حديث امام باقر «ع»، به ويژگيهاى دوران ظهور تفسير شده است.
امام صادق «ع»:
* موسّع على شيعتنا أن ينفقوا ممّا فى أيديهم بالمعروف، فاذا قام قائمنا حرم على
[١] - مالكيت امام به عنوان منصب است يعنى مالكيت دولت اسلامى، ازاينرو اين مالكيت در اسلام از اشكال مالكيت عمومى و اجتماعى شمرده مىشود، زيرا كه امام و دولت اسلامى، اموال را در راه سالمسازى اقتصاد جامعه و ايجاد تعادل و توازن اقتصادى و رفع نيازهاى عمومى، صرف مىكند. براى توضيح بيشتر به« الحياة» ج ٦ ص ٢٢٣ و ج ٢ ص ٤٨٤- ٤٩٠ مراجعه شود و همچنين« اقتصادنا» بخش:« نظرية توزيع ما قبل الانتايح:
نظريه توزيع قبل از توليد» ص ٤٣٣ به بعد و بخش:« مسؤولية الدولة فى الاقتصاد الاسلامى: مسؤوليت دولت در اقتصاد اسلامى» ص ٦٩٧ به بعد، ديده شود.
[٢] - سوره انبياء( ٢١): ١٢ و ١٣.
[٣] -« تفسير عياشى» ٢/ ٦٠؛« آيات الباهرة»، ٩٧.