پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٣ - ٢ نتايج سقيفه
حمايت آنان، به پيروزى دست يافت؛ ولى اين موفقيت و پيروزى، آن حزب را به تناقض فاحش سياسى كشاند، زيرا شرايط موجود سقيفه، حاكمان را بر آن مىداشت كه خويشاوندى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم را در مسأله خلافت ملاك خاصى تلقّى كنند و وراثت را براى رهبرى دينى به عنوان يك اصل مورد تأييد قرار دهند ولى پس از ماجراى سقيفه وضعيت دگرگون شد و مخالفت با آن، رنگ و نوع تازه و بسيار روشنى به خود گرفت بدين معنا كه اگر قريش: اين دليل كه پيامبر از آنها بود، از ساير قبايل عرب به رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم نزديكتر و سزاوار جانشينى او بهشمار مىآمدند، بنابراين بنى هاشم به خلافت و جانشينى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم سزاوارتر از بقيه قريش بودند و اين مطلب عينا همان موضوعى است كه على عليه السّلام در سخنان خود بدان اشاره كرد و فرمود: اگر مهاجران با استناد به خويشاوندى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم بر انصار اقامه دليل كردند، ما نيز به همان دليل مىتوانيم بر ضد خود مهاجران به استدلال بپردازيم و اعلان داشت: اگر دليل و برهان مهاجران حقى را ثابت كند، كه در اينصورت اين حق تنها از آن ماست، نه آنها وگرنه انصار بر ادعاى خود باقى خواهند ماند. و ابن عباس اين بخش را در گفت و گوى خود با ابو بكر به روشنى بيان كرد و به ابو بكر گفت: تو كه مىگويى «ما از شجره رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم هستيم» سخنى بىپايه است، بلكه شما به همسايگان آن درخت مىمانيد؛ ولى ما شاخسار آن درخت مبارك هستيم.[١] على كه رهبرى جناح بنى هاشم را در مخالفت با سقيفه عهدهدار بود، ترس و وحشت سختى در دل حاكمان ايجاد كرده بود، زيرا شرايط خاص آن حضرت وى را بر انجام دوگونه كار مثبت بر
[١] . شرح ابن ابى الحديد ٦/ ٥.