پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧٣ - ٢ بيان جايگاه اهل بيت عليهم السلام
آگاه باشيد! هركس با عشق و محبت خاندان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم از دنيا برود، شهيد از دنيا رفته است.
١١. حارثه بن قدامه مىگويد: سلمان از عمّار روايت كرده كه گفت دوست دارى خبرى شگفتآور به تو بدهم؟ گفتم: آرى نقل كن؛
عمّار گفت: بسيار خوب؛ روزى شاهد بودم على بن ابى طالب عليه السّلام بر فاطمه زهرا عليها السّلام وارد شد، وقتى چشم زهرا به على افتاد او را صدا زد و اظهار داشت: نزديك بيا، تا تو را در جريان حوادث رخداده و رخدادنىها، و آنچه رخ نداده، تا قيامت و روز رستاخيز، قرار دهم. عمّار مىگويد: ديدم امير مؤمنان عليه السّلام به عقب برگشت و من نيز عقب رفتم و آنگاه على عليه السّلام خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم رسيد، پيامبر اكرم به على عليه السّلام فرمود:
ابو الحسن نزديك بيا، وقتى امير المؤمنين عليه السّلام نزديك پيامبر رفت و در جاى خود آرام گرفت رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم به على عليه السّلام فرمود: تو سخن آغاز مىكنى يا من سخن بگويم؟
على عليه السّلام عرضه داشت: سخن شنيدن از شما دلپذيرتر است، رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرمود: گويى ديدم بر فاطمه وارد شدى و او با تو چنين و چنان سخن گفت و تو از نزد وى بازگشتى و پيش من آمدى، على عليه السّلام [با تعجّب] عرض كرد: اى رسول خدا! آيا نور فاطمه نيز از نور ماست؟
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرمود: مگر نمىدانستى؟ و سپس على عليه السّلام به پاس اين فضيلت سجده شكر بهجا آورد.
عمّار گفت: امير المؤمنين عليه السّلام از خانه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم بيرون آمد و من نيز با او خارج شدم و بر فاطمه وارد شد و فاطمه نيز خدمت على عليه السّلام رسيد و به او اظهار داشت: گويى خدمت پدرم رسيدى و آنچه را به تو گفته بودم به وى بازگو كردى؟