پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢٣ - ٨ يورش به خانه زهرا عليها السلام
خلافت، مبهوت و سرگردان شدند[١] و به هيچوجه پذيراى بيعت با ابو بكر نگشته و از پرداخت زكات به حكومت جديد، از جنبه غيرقانونى بودن آن، خوددارى كردند تا وضعيت به خوبى روشن شود. اين افراد بر اعتقادات اسلامى خود همچنان باقى بوده و نماز بپا مىداشتند و تمام شعائر مذهبى را به اجرا درمىآوردند.
ولى سلطه حاكم سود خود را در اين ديد تا زمانىكه مخالفت امام على عليه السّلام و يارانش براى دولت اسلامى خطرى داخلى تلقّى شده و وجود اين قبايل، حكومت موجود را تهديد مىكند، از اين كانون خطر جلوگيرى بهعمل آورد.
ابو بكر و هوادارانش دريافتند اگر فورا در صدد متوقّف كردن اين جريان مخالف برنيايند، در اثر بالا گرفتن موج مخالفت، آن خطر همچنان آنان و حكومتشان را احاطه خواهد كرد و جلوگيرى از چنين خطرى با مجبور ساختن على بن ابى طالب رهبر جناح مخالف، به بيعت با ابو بكر ميسّر خواهد بود.
برخى تاريخنگاران آوردهاند:[٢] عمر بن خطاب نزد ابو بكر آمد و بدو گفت: مىدانى كه على با تو بيعت نكرده، آيا قصد ندارى از او بيعت بگيرى؟
فلانى! تا على با تو بيعت نكند، نبايد دست به هيچ كارى بزنى! كسى را نزد او بفرست تا حضور يابد و با تو بيعت نمايد، ابو بكر قنفذ غلام خود را نزد امام عليه السّلام فرستاد، وى به امير المؤمنين گفت: خليفه شما را خواسته، از فرمان جانشين رسول خدا اطاعت كن. على عليه السّلام فرمود: چقدر زود به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم دروغ
[١] . تاريخ الامم و الملوك طبرى ٤/ ٦١ چاپ دار الفكر.
[٢] . الامامة و السياسة ابن قتيبه ٢٩- ٣٠.