پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٤٩ - ٣ بخشش و ايثار
پيرمرد عرب نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم بازگشت و حضرت بدو فرمود: «آيا سير شدى و لباسى به دست آوردى؟» عرضه داشت: آرى؛ پدر و مادرم فدايت، بلكه بىنياز گشتم. پيامبر به او فرمود: «بنابراين، در حق فاطمه با كارى كه انجام داده دعا كن.»
مرد عرب عرضه داشت: خدايا! ما تو را به وجود نياوردهايم بلكه تو آفريدگار ما هستى و جز تو معبودى براى پرستش نداريم، تويى كه همهگونه روزى به ما ارزانى مىدارى. خدايا! به فاطمه موهبتى عنايت كن كه نه چشمى مانند آن را ديده باشد و نه گوشى نظيرش را شنيده باشد. و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم بعد از دعاى آن مرد عرب، آمين گفت و رو به يارانش كرد و فرمود:
ياران! خداوند در حقيقت چنين موهبتى را در دنيا به فاطمه عنايت كرده است، زيرا پدرى چون من دارد و در دنيا شخصى نظير من وجود ندارد و على همسر اوست و اگر على نبود هرگز همتايى براى فاطمه وجود نداشت، ديگر اينكه خدا حسن و حسين را به زهرا عنايت كرده كه جهانيان نظير آنان را سراغ ندارند، آندو، سالار جوانان نوادگان پيامبران و سرور جوانان اهل بهشتاند.
در آن مجلس مقداد و عمّار مقابل پيامبر قرار داشتند رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم به آنها فرمود: «دوست داريد در فضيلت زهرا بيشتر برايتان بگويم؟»
عرض كردند: آرى؛ پيامبر فرمود:
جبرئيل بر من نازل شد و گفت: آنگاه كه فاطمه دنيا را وداع گويد و به خاك سپرده شود، فرشتگان نكير و منكر در قبر، از او مىپرسند: پروردگارت كيست؟ پاسخ مىدهد: پروردگارم خداست. مىپرسند پيامبرت كيست؟ مىگويد: پدرم. سئوال مىكنند ولىّ تو كيست؟ در پاسخ مىگويد: [على] همين فردى كه لب قبرم ايستاده؛ ياران! آيا علاقه داريد از فضيلت زهرا بيشتر برايتان بگويم؟ خداوند گروهى از