پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٢ - ٤ سفارش لحظه وداع
من به خوبى مىدانم آنچه را رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم در خلوت به زهرا فرمود و فاطمه آن را از رسول اكرم خواستار بود، مربوط به تو و پدرت و رفقايش مىباشد، عايشه نتوانست يك كلمه در پاسخ على عليه السّلام سخن بگويد.
على عليه السّلام مىفرمايد:
ديرى نپاييد كه فاطمه مرا صدا زد، فورى خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم رسيدم ديدم آخرين لحظات عمر شريفش فرارسيده، پيامبر به من فرمود: على جان! چرا گريه مىكنى؟ اكنون زمان گريه شما نيست، اينك هنگام جدايى من و تو فرارسيده، برادر! تو را به خدا مىسپارم، خداى متعال پيشگاه و جوار خود را برايم انتخاب كرده، گريه و غم و حزن و اندوهم بر تو و فاطمه است كه پس از من حرمتش را مىشكنند، همه مردم بر جور و ستم در مورد شما با يكديگر همدست شدهاند. شما را به خدا مىسپارم و امانتى را نزدتان باقى مىنهم، به فاطمه دخترم سفارشاتى كردهام و به او فرمان دادهام آنها را براى تو بازگو كند، آن سفارشات را انجام ده و فاطمهام در راستگويى سرآمد است، آن سفارشات را برايت باز خواهد گفت.
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم آنگاه فاطمه را در آغوش گرفت و سرش را بوسه زد و فرمود:
«فداك ابوك يا فاطمة»؛
فاطمه جان! پدرت بقربانت.
صداى فاطمه به گريه بلند شد، مجدّدا حضرت او را در آغوش كشيد و فرمود:
«أما و اللّه لينتقمنّ اللّه ربّي و ليغضبنّ لغضبك، فالويل ثم الويل للظالمين، ثمّ بكى رسول اللّه»؛
به خدا سوگند! پروردگارم از دشمنانت قطعا انتقام خواهد گرفت و با خشم تو خشمگين مىشود، واى بر كسانى كه بر تو ستم روا مىدارند و سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم خود، گريان شد.