پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٠ - بيان حق امامت و ظلم بر اهل بيت عليهم السلام
از مسير صحيح خود، و بيرون رفتن از دست صاحبان قانونى آن بود.
زهراى مرضيه عليها السّلام در اين راستا نقش مهمّى ايفا كرد و كوشيد تا حق خلافت را به صاحب قانونىاش امام على عليه السّلام بازگرداند و يا حداقل بتواند با بيدار كردن مردم و آگاهى بخشيدن به آنها و رسوا ساختن غاصبان خلافت و تأكيد بر عدم شايستگى آنان در عهدهدار شدن زمامدارى مسلمانان كه هنوز زمان چندانى از تاريخ رسالت سپرى نشده بود، دولت اسلامى را به مسير واقعى آن سوق دهد.
بيان حق امامت و ظلم بر اهل بيت عليهم السّلام
محمود بن لبيد مىگويد: پس از رحلت رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم فاطمه زهرا عليها السّلام همواره به زيارت قبور شهدا و مرقد مطهّر حضرت حمزه مىآمد و در آنجا ناله و گريه مىكرد، روزى من به زيارت قبر حضرت حمزه رفته بودم آن مخدّره را در آنجا گريان ديدم، درنگى كردم تا گريهاش آرام گرفت، خدمت او رسيدم و سلام كردم و عرضه داشتم: اى بانوى بانوان جهان، به خدا سوگند! با گريهات بندهاى دلم را گسستى.
فرمود: ابو عمر! حق دارم گريه كنم، زيرا به مصيبت جانسوز پدرى چون رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم مبتلا شدهام، چقدر مشتاق ديدار آن حضرتم و سپس اين شعر را خواند:
با سپرى شدن زمان درگذشت هر ميّتى از او كمتر نام به ميان مىآيد، ولى به خدا سوگند! از آن روز كه پدر بزرگوارم از دنيا رفته، ياد و نامش افزونتر شده است.
عرض كردم: بانوى من! مىخواهم پرسشى كه همواره دلم را به خود مشغول ساخته از شما بپرسم.
فرمود: بپرس.