پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٢ - بيان حق امامت و ظلم بر اهل بيت عليهم السلام
نه ديدگان آنان، بلكه چشم دلشان راى بىفروغ مىسازد
افسوس! كه مخالفان در دنيا به خواستهها و آرزوهايشان رسيدند ولى مرگ و مردن را به فراموشى سپردند، خداوند آنان را نابود و در كارها گمراهشان سازد. پروردگارا! از اندك بودن ياران، پس از پيروزى بزرگ به دست آمده به تو پناه مىبرم.[١]
و در پاسخ عايشه دختر طلحه، چنين فرمود:
آيا از اندوه و مصيبت تلخى كه با پرواز مرغكان همهجا گسترش يافته از من مىپرسى؟
گرد و غبار اين غم فراينده تا آسمان بالا رفت و تاريكىاش زمين را درنورديد، «يتم» قبيله ابو بكر بن ابى قحافه از پستترين قبايل و «عدى» قبيله عمر بن خطاب جفاكارترين قبيلههاى عرب بر على ستم روا داشتند، و در اين راستا با يكديگر در مسابقه بودند، تا بر على پيش بگيرند، ولى چون موفق نشدند، بغض و كينهاش را به دل گرفته و آن را نهان داشتند.
آنگاه كه نور و روشنايى دين به خاموشى گراييد و پيامبر خدا از دنيا رفت، آن بغض و كينهها را پديدار و بر مركب آرزوها سوار گشته و فدك را غصب كردند، چه پادشاهانى كه فدك را به تصرف درآوردند ولى از آنها اثرى بهجاى نمانده است، فدك هديهاى الهى بود كه آن را به پيامبرش بخشيد و رسول گرامى اسلام آن را براى تأمين زندگى فرزندانم، به من سپرد و اين كار را با حكم خدا و علم خداوند بزرگ و شهادت و گواهى جبرئيل امين عملى ساخت. بنابر اين، اگر ابو بكر و عمر آن را با ستم غصب نمودند و وسيله زندگى فرزندانم را قطع كردند با ياد روز قيامت، بر اين مصيبت بردبارى خواهم كرد، خورندگان اموال فدك به زودى عذاب الهى را در دوزخ نظارهگر خواهند بود.[٢]
[١] . عوالم المعارف ١١/ ٤٤٤.
[٢] . رياحين الشريعة ٢/ ٤١، امالى طوسى ٢٠٤، مجلس ٧ حديث ٣٥٠.