پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٨ - ٦ اعلان قطع رابطه
٦. اعلان قطع رابطه
فاطمه زهرا عليها السّلام به ايراد خطابه خود اكتفا نكرد و جهاد و مبارزه خويش را استمرار بخشيد و اينبار تصميم گرفت با ابو بكر سخن نگويد و آن را در برابر مردم رسما اعلان داشت و فرمود: به خدا سوگند! تا زندهام كلمهاى با تو سخن نخواهم گفت.[١]
فاطمه عليها السّلام بسان مردم معمولى نبود كه اگر با خليفه قطع رابطه كند، در خليفه بىتأثير باشد و قضيه چنان ساده به نظر نمىرسيد، فاطمه عليها السّلام عزيز دل و محبوب قلب رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم بود، توجّه و علاقه و محبّت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم در مورد فاطمه بر كسى پوشيده نبود، آن بزرگوار در حق فاطمه فرموده بود:
«فاطمة بضعة منّي، من آذاها فقد آذاني»؛
فاطمه پاره تن من است، كسى كه وى را آزرده كند، مرا آزرده است.
رفتهرفته همه جا پيچيد كه فاطمه عليها السّلام دخت رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم بر ابو بكر خشمگين شده و با او سخن نمىگويد و اين خبر به گوش كليه اقشار مردم داخل و خارج مدينه رسيد و در اينباره از يكديگر به پرسوجو پرداختند و هر روز بر تنفّر و انزجار آنان از خليفه افزوده مىشد. و با اينكه خليفه مىكوشيد اوضاع را به حالت عادى بازگرداند و با زهرا عليها السّلام از در مسالمت و آشتى درآيد، ولى زهراى مرضيه عليها السّلام همچنان جهاد و مبارزهاش را استمرار بخشيد و تا لحظهايكه مظلومانه به شهادت رسيد، بر همان روحيه باقى ماند.
[١] . كشف الغمه ١/ ٤٧٧.