پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٩٨ - شخصيت علمى و ادبى زهرا عليها السلام
و تعدّى صورت گيرد كه در اينصورت بايد ستمكاران را با چادرم از خود دور كنم.
اگر قمرى، شبهنگام بر شاخهاى بگريد گريه من صبحگاهان است.
پدر! پس از تو حزن و اندوه را همدم خود و اشك را سلاح خويش قرار دادم.
آنكس كه خاك پاك قبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم را ببويد، سزاوار است تا پايان عمر، هيچگونه بوى خوشى نبويد.[١]
٣- از محمد بن مفضّل منقول است كه گفت: از امام صادق صلّى اللّه عليه و اله و سلم شنيدم مىفرمود: فاطمه عليها السّلام به مسجد رسول خدا آمد و در كنار ستونى ايستاد و با اين اشعار رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم را مخاطب ساخت.
پدر! پس از تو خبرها و گرفتارىهاى بغرنج و پيچيدهاى رخ داد كه اگر تو بودى، آنچنان بزرگ جلوه نمىكرد.
تو را چونان سرزمينى كه از باران محروم است از دست داديم و قوم تو بيچاره شده و از راه حق منحرف و واپسگرا شدند.
همينكه تو از ميان ما رفتى و رخ در خاك نهان كردى، عدّهاى از امّت تو، اسرار سينههاى خود را آشكار ساختند.[٢]
[١] .
|
قل للمغيّب تحت أطباق الثرى |
إن كنت تسمع صرختي و ندائيا |
|
|
صبّت عليّ مصائب لو أنّها |
صبّت على الأيّام صرن لياليا |
|
|
قد كنت ذات حمى بظلّ محمّد |
لا أختشي ضيما و كان جماليا |
|
|
فاليوم أخشع للذليل و أتّقي |
ضيمى و أدفع ظالمي بردائيا |
|
|
فإذا بكت قمريّة في ليلها |
شجنا على غص بكيت صباحيا |
|
|
فلأجعلنّ الحزن بعدك مونسي |
و لأجعلنّ الدمع فيك و شاحيا |
|
|
ماذا على من شمّ تربة أحمد |
أن لا يشمّ مدى الزمان غواليا |
|
[٢] . كشف الغمّه ٢/ ١١٥ چاپ بيروت، اعيان الشيعه ١/ ٣١٨ چاپ بيروت.
|
قد كان بعدك أنباء و هنبثة |
لو كنت شاهدها لم تكثر الخطب |
|
|
إنّا فقدناك فقد الأرض و ابلها |
و اختلّ قومك لمّا غبت و انقلبوا |
|
|
أبدت رجال لنا فحوى صدورهم |
لما قضيت و حالت دونك الترب |
|