پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٥ - ٩ تشييع و خاكسپارى
على عليه السّلام رسيدند و به او گفتند: ابو الحسن! قبل از حضور ما بر جنازه دخت رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم نماز نخوان.[١]
بدين ترتيب، مردم با اين تصور كه پيكر زهراى مرضيه عليها السّلام صبح فردا تشييع مىشود، پراكنده شدند (روايت شده وفات حضرت زهرا عليها السّلام بعد از نماز عصر و يا اوائل شب رخ داده است).
ولى امام على عليه السّلام با كمك اسماء در همان شب پيكر نازنين زهرا را غسل داد و كفن نمود و سپس صدا زد: حسن، حسين، زينب، ام كلثوم بياييد و از ديدار مادرتان توشه برگيريد اكنون لحظه جدايى فرارسيده و در بهشت با يكديگر ديدار خواهيد كرد و پس از لحظاتى امير مؤمنان عليه السّلام فرزندان را از بدن مادر جدا كرد.[٢]
آنگاه امام على عليه السّلام بر جنازه فاطمهاش نماز گزارد و دستان خود را به آسمان بلند كرد و عرضه داشت:
خدايا! اين پيكر فاطمه، دخت پيامبر توست، وجود مقدس او را با قدرت خود از تاريكى و ظلمت، به روشنايى و نور منتقل ساختى و همهجا را از نور رخش پرتو افكن ساخت.
با آرام شدن هياهو و سر و صداها كه ديدگان مردم به خواب رفت و پاسى از شب گذشت، امير المؤمنين عليه السّلام و عباس و فضل بن عباس به اتفاق يك تن ديگر، پيكر نحيف و تكيده زهرا را حمل و حسن و حسين، عقيل، سلمان، ابوذر، مقداد، بريده و عمّار آن را تشييع كردند.[٣]
امام عليه السّلام داخل قبر شد و بدن مطهّر پاره تن رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم را گرفت و در لحد قرار داد و گفت:
[١] . همان ١٩٩.
[٢] . بحار الانوار ٤٣/ ١٧٩.
[٣] . بحار الانوار ٤٣/ ١٩٣.