پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٤ - ٩ تشييع و خاكسپارى
برويد و او را از رحلت مادرتان آگاه سازيد، حسن و حسين دواندوان خود را نزديك مسجد رساندند، صداى خود را به گريه بلند كردند، جمعى از صحابه با پيشدستى خود را به آنان رسانده و سبب گريه آنها را جويا شدند، در پاسخ گفتند: مادرمان فاطمه از دنيا رفته است. امام على عليه السّلام از شنيدن اين خبر روى زمين افتاد و مىفرمود: «بمن العزاء يا بنت محمد»؛[١] اى دخت رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم پس از تو دل را به چه كسى تسلّى دهم.
٩. تشييع و خاكسپارى
صداى گريه از خانه بلند شد و شهر مدينه از شيون و زارى مرد و زن به لرزه درآمد و مردم همانند روزى كه رسول خدا را از دست داده بودند، سر گشته و پريشان شدند، زنان بنى هاشم در خانه فاطمه عليها السّلام گرد آمده و به گريه و زارى پرداختند، و مردم دستهدسته براى عرض تسليت نزد امام على عليه السّلام مىآمدند حضرت جلوس فرموده و حسن و حسين در كنار وى بر مصيبت مادر، مىگريستند. ام كلثوم با گفتن اين عبارات از خانه بيرون آمد: پدر! اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم به راستى اكنون تو را از دست دادهايم و ديگر هرگز تو را ديدار نخواهيم كرد.[٢]
مردم، اشكباران گرد آمدند و روى زمين نشستند و در انتظار بيرون آمدن جنازه فاطمه بودند تا بر پيكر پاكش نماز بگزارند، كه ابوذر از خانه بيرون آمد و اعلان داشت: مردم! به خانههايتان برويد تشييع جنازه دخت رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم امشب به تأخير افتاده است، ابو بكر و عمر براى عرض تسليت خدمت امام
[١] . بحار الانوار ٤٣/ ١٨٦.
[٢] . بحار الانوار ٤٣/ ١٩٢.