پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٠ - ١ ماجراى سقيفه
پيمان برادرى خويش با رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم، با آنان به احتجاج پرداخت و هم چنان از حق خويش دفاع نمود و در اين راستا همسرش زهراى مرضيه عليها السّلام بانوى بانوان در كنار شوهر در صدد بازپسگيرى هداياى خود و حق خلافت شوهر، برآمد.
اغلب راويان آوردهاند: پس از بيعت مردم با ابو بكر، ابو سفيان با سخنانى هيجانى، پشتيبانى خود را از على عليه السّلام اعلان كرد و مخالفانش را مورد تهديد قرار داد و گفت: به خدا سوگند! مدينه را از سواره و پياده پر خواهم كرد، البته بر امام على عليه السّلام پوشيده نبود كه ابو سفيان با اينكار قصد جنگافروزى ميان مسلمانان دارد تا فتنه و آشوب را دامن بزند شايد براى وى و امثالش كه شرك و نفاق را در دل نهان ساختهاند، فرصتى به وجود آيد و در آن گير و دار به اهداف خصمانه خود نسبت به اسلام و پيروان آن كه ابو سفيان بيست سال با آنان جنگيد، دست يابند وى كه سالها با مسلمانان مبارزه كرد سرانجام خود و همسرش هند جگرخوار آنگونه كه ميان مسلمانان معروف است در سال فتح مكه و در تنگناترين موقعيت، بسان فردى شكست خورده و از همه جا درمانده، مجبور به ورود در جرگه مسلمانان شدند ولى حقد و كينههايى به دل داشتند كه گاهگاهى خود را نشان مىداد.
در روايت طبرى و ابن اثير در كامل، آمده است كه: امير المؤمنين عليه السّلام ابو سفيان بن حرب را مورد نكوهش قرار داد و فرمود:
ابو سفيان! به خدا سوگند! تو با اينكار هدفى جز ايجاد فتنه و بلوا ندارى و سالها بد خواه اسلام بودهاى و ما نيازى به يارى تو نداريم.[١]
[١] . سيرة الائمة الاثنى عشر ١/ ٢٦٠- ٢٩٧.