پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٥ - نخستين راهكار سلب توان مالى على عليه السلام
به رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم مهيا بود، در عرصه اين مخالفت، پشتوانه محكمى براى على عليه السّلام بهشمار مىآمد.[١]
راهكارهاى حكومت
نخستين راهكار: سلب توان مالى على عليه السّلام
حزب حاكم، خويش را در وضعيت مالى فوقالعاده دشوارى يافت. زيرا شهرهايى كه از آنها بودجه كشور جمعآورى مىشد تا استقرار كامل اركان حكومت نوپا در پايتخت (مدينة الرسول صلّى اللّه عليه و اله و سلم) به اطاعت و فرمان حكومت جديد درنيامده در حاليكه شهر مدينه هنوز كاملا تسليم حكومت نشده بود. به عنوان مثال اگر ابو سفيان يا ديگران روزى رأى موافق خويش را به حكومت فروخته بودند، اين امكان وجود داشت كه اگر كسى بهاى بيشترى بر آنها عرضه مىكرد، معامله را فسخ كرده و برهم مىزدند و پرداخت چنين بهايى هر لحظه از توان مالى على عليه السّلام ساخته بود بنابراين بايستى در اين صورت اموالى كه به عنوان يكى از منابع تهديد كننده منافع حزب حاكم بهشمار مىرفت- از على كه در آن لحظات آمادگى مقابله نداشت- سلب مىشد، تا اينكه همكارى انصار در حمايت از خليفه، تضمين گردد و توان مالى مخالفان در تأسيس حزب از دار و دستهاى از طمعورزان دنيا پرست آن روز، به تحليل برده و به ضعف كشانده شود.
چنين ارزيابى از سياست گروه حاكم را تا زمانىكه با نحوه سياست دلخواه آنان سازگارى داشت و تا زمانىكه مىدانيم افرادى چون ابو بكر آراء
[١] . فدك فى التاريخ از شهيد سيد محمد باقر صدر ٨٦.