پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٩٢ - نمونهاى از دعاهاى زهرا عليها السلام
فرمود:
رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم رازى را با من در ميان گذاشت و فرمود: جبرئيل هر سال يكبار قرآن را بر من عرضه مىكرد، ولى امسال دوبار آن را بر من عرضه نموده است، به نظر مىرسد پايان عمرم فرارسيده باشد، فاطمه جان! از اهل بيتم، تو نخستين كسى هستى كه به من مىپيوندى و من بهترين كسى هستم كه بر تو پيشى گرفتهام، بدينجهت گريستم، سپس فرمود: فاطمه جان! آيا از اين خرسند نيستى كه بانوى بانوان امت اسلام- و يا بانوان مؤمنان[١]- باشى؟ و اين سخن سبب لبخندم شد.
١٩. عروة بن زبير، از عايشه نقل كرده گفت: رسول خدا كه در بستر بيمار شد، دخترش فاطمه را خواست و به او رازى گفت، فاطمه به گريه افتاد، پس از آن مطلبى به او فرمود كه اينبار فاطمه خنديد سبب آن را از او پرسيدم، فرمود:
زمانىكه گريستم رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم خبر رحلت خود را به من داد و گريستم و آنگاه كه به من اطلاع داد از اهل بيتش من نخستين كسى هستم كه به وى مىپيوندم، خندان گشتم.[٢]
نمونهاى از دعاهاى زهرا عليها السّلام
فاطمه عليها السّلام با فرارسيدن شب، در محراب عبادت خويش راست قامت به نماز مىايستاد و با تمام توجه رو به پروردگار خويش مىآورد و به نماز و مناجات و نيايش مىپرداخت و در پيشگاه ذات مقدس الهى، چونان انسانى ترسان و خوار و ذليل و از دنيا بريده، او را مىخواند و در دعايش عرضه مىداشت:
[١] . به ظاهر، ترديد از عايشه است.
[٢] . مسند احمد ٦/ ٢٨٣.