پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٧ - ٧ مقدمات عروسى
و چند بالش و كوزهاى گلى و آبخورى سفالين، چيز ديگرى وجود نداشت.[١]
٧. مقدمات عروسى
على عليه السّلام خود فرمود:
پس از انجام مراسم عقد، يك ماه درنگ كردم و به جهت شرم و حيايى كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم داشتم در مورد ازدواج با فاطمه زهرا عليها السّلام باب سخن را نمىگشودم، ولى هرگاه با آن حضرت خلوت مىكردم به من مىفرمود: اى على! همسرت چه اندازه نيكسرشت و آفرينشى زيبا دارد! اى على! به تو مژده دهم كه من بانوى بانوان جهانيان را به ازدواج تو درآوردم. على عليه السّلام مىفرمايد: يك ماه بعد كه برادرم عقيل وارد خانهام شد به من گفت: برادر جان! به هيچچيز مانند ازدواج تو با فاطمه دخت رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم خوشحال نمىشوم چرا در اين زمينه با رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم سخن نمىگويى تا اجازه دهد زهرا به خانهات بيايد؟ و با حضور شما دو تن در كنار يكديگر، دلشاد گردى؟
على عليه السّلام در پاسخ گفت:
برادر، به خدا سوگند! من نيز زياد علاقهمندم اينكار عملى شود ولى شرم دارم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم چنين درخواستى كنم.
امام عليه السّلام فرمود: عقيل به من گفت: تو را سوگند مىدهم كه همراه با من نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم بيايى و هردو به قصد زيارت رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم به پا خاستيم. در مسير حركت «بركه» امّ ايمن خدمتكار رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم به ما برخورد، ماجرا را
[١] . فاطمة الزهرا بهجة قلب المصطفى/ ٤٧٧ به نقل از مناقب احمد ابن حنبل.