موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٦ - نماز قضا
به حكم بوده، در حدى كه احتمال وجوب هم نمىداده، كفاره ساقط است.
[سؤال ١٥٩٠] ٧٢٤٥٩٩١
بسمه تعالى
سه مسأله مورد سؤال است لطفاً جواب آنها را مرقوم فرماييد:
١. من از زمان بلوغ تا سن بيست سالگى نماز نمىخواندم و روزه هم نمىگرفتم. با توجه به اينكه از اسلام زباناً دفاع مىكردم و هرگز ميل ضد اسلامى و ضد انقلابى نداشتهام، آيا قضاى نماز و روزه واجب است يا خير؟
بسمه تعالى، واجب است.
٢. به چه صورت مىتوان ٥- ٦ سال روزه را قضا كرد، و يا كفاره داد؟
بسمه تعالى، لازم نيست روزههاى قضا پشت سر هم باشد و مىتوانيد به تدريج و با فاصله بگيريد، ولى اگر كفاره بر عهده شما باشد، بايد به ترتيبى كه در رساله ذكر شده عمل كنيد.
٣. اگر پدر كسى حالت سؤال اول را داشت و سى سال- كم و بيش- واجباتش ترك شد، آيا قضاى آن بر پسر بزرگتر واجب است؟ و در صورتى كه استطاعت براى اجير گرفتن، و توانايى اين همه قضا را ندارد، به چه صورت ادا كند؟
بسمه تعالى، قضاى نماز و روزه پدر بعد از مردن او، بر عهده پسر بزرگتر است و اگر خودش نمىتواند يا نمىخواهد انجام دهد، بايد كسى را براى آن اجير كند.
[سؤال ١٥٩١] ٥٢٨٧- ٦٥٧
٢. با توجه به جو فكرى كه در زمان طاغوت به خصوص بر جوانان مملكت به وجود آورده بودند و آنها را يا از احكام اسلام به دور و يا بىتفاوت مىنمودهاند؛ اگر كسى در آن دوران به سن بلوغ برسد و او اصلًا نه به اسلام آشنا و متعهد بوده و نه خانواده او به او امر مىكردهاند؛ آيا بايستى نماز و روزههايى را كه در آنموقع نگرفته- اكنون كه آگاه و متعهد نسبت به احكام اسلامى شده است- قضاى آنها را بهجا بياورد؟
بسمه تعالى، نماز و روزههاى فوت شده را بايد قضا كند.