موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٧ - بلاد كبيره
است را بفرماييد. آيا آنچه مردم محل بگويند كافى است؟ يعنى اگر بين دو محله، يك خيابان وجود دارد و مردم محل معتقدند كه اين طرف خيابان، يك محله و آن طرف، محله ديگرى است، آيا فرد مسافر يا غير متوطّن، در صورتى كه قصد ده روز كرده باشد، نمىتواند بين اين دو محل تردد كند؟ آيا براى فردى كه چندين سال، بدون قصد توطّن، بين دو محل در حال تردد است، حكم به چه نحو است؟
بسمه تعالى، ميزان در حدود محله، تشخيص عرف است و بدون قصد ده روز در يك محله، حكم مسافر مترتّب است.
[سؤال ٢٠٧٥] ١/ ٢١٧- ١٧٩٧
٧. شخصى ١٠ سال است كه به تهران آمده؛ كارش و شغلش تهران است. آيا وطن او حساب مىشود يا بايد قصد وطن نمايد؟
بسمه تعالى، بدون قصد توطّن، وطن محسوب نمىشود.
[سؤال ٢٠٧٦] ٢٧١- ٩٠
٦. شخصى متولد شهرى است كه از آن شهر در حدود ٢٥ سال است به همراه خانواده خويش به تهران عزيمت كرده است و هيچگونه ملك و منزل مسكونى در آن شهر ندارد و در اين چند سال نيز منزل شخصى در تهران نداشته است و هر چند مدت را در يك نقطه از شهر تهران بوده است و در حال حاضر با توجه به اينكه كار او در نقطه خارج از محله منزل مسكونى فعلى او- كه در آنجا به طور موقت زندگى مىكند- واقع مىباشد (حدوداً ١٠ كيلومتر يا بيشتر فاصله دارد) تكليف نماز و روزه او چگونه است؟
بسمه تعالى، اگر تهرانِ قبل از كبيره شدن را وطن خود قرار داده، در فرض مذكور، در تهران و محل كار نمازش تمام است و در غير اين صورت، حكم مسافر دارد و در وطن اصلى اگر اعراض نكرده نيز نمازش تمام است و در صورت اعراض، حكم مسافر دارد.