موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٩ - بلاد كبيره
[سؤال ٢٠٩٤] ٣٩٠٢- ١٣٧٨
٣. كسى كه تهران وطن او محسوب مىشود و بدون اعراض وطن ديگرى اختيار كرده و در تهران هيچگونه ملكى و يا وابستگى- به جز علاقه به وطن- ندارد. در مواقعى كه در تهران كار ادارى دارد و در نقاط مختلف تهران رفت و آمد مىكند و يا براى مهمانى به منزل يكى از اقوام مىرود؛ حكم او در مورد نماز، از نظر قصر بودن يا نبودن، چگونه است؟ اين شخص حد ترخص را از كجا مىتواند حساب كند، آيا تهران را كلًا وطن خود محسوب نمايد يا خير؟ (با در نظر گرفتن فتواى امام در مورد شهرهاى بزرگ، مثل تهران از نظر حد شرعى)
بسمه تعالى، همان قسمت از تهران كه وطن او بوده تا از آن اعراض نكرده، به حكم وطن باقى است.
[سؤال ٢٠٩٥] ٩٣٧٧٤٩
بسمه تعالى ٢٠/ ٤/ ١٣٦١
محضر مبارك حضرت امام خمينى، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، با توجه به فتواى حضرتعالى مبنى بر وضعيت انجام فرائض دينى افراد ساكن تهران، سؤالات ذيل براى اينجانب مطروح است:
١. وضعيت كسى كه به مدت بيش از دو سال است كه در تهران ساكن مىباشد و در آينده معلوم نيست تا چه زمانى در اين شهر سكونت داشته باشد چيست؟ مثلًا دانشجويى كه جهت تحصيل در تهران به سر مىبرد.
بسمه تعالى، بدون نيت اقامت ده روز در يك محل، حكم مسافر دارد.
[سؤال ٢٠٩٦]
٢. وضعيت شخص فوق نسبت به انجام فرائض دينى در محدوده تهران بزرگ چگونه است؟ و تا چه حدى از مسافت مىتواند در تهران رفت و آمد نمايد؟
بسمه تعالى، در نيت اقامت ده روز، نمىتواند قصد خارج از آن محله به