موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 (استفتائات امام خمينى( س)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٨١ - چهارم شغل نبودن سفر
٥. اينجانب داراى زن و سه فرزند مىباشم و پدر و مادرم كه از كار افتادهاند تحت تكفل اينجانب هستند و تصميم دارم- ان شاء اللَّه- به جبهه بروم؛ آيا رضايت پدر و مادرم براى اعزام به جبهه از نظر شرعى لازم است يا خير؟
بسمه تعالى، اگر موجب اذيت پدر و مادر مىشود، رضايتشان تحصيل شود. مگر در صورت نياز جبههها با تشخيص مسئولين ذى ربط.
٦. افرادى در ادارات هستند كه انسان احساس مىكند با انقلاب ميانهاى ندارند و فقط ظاهر خود را عوض كرده و احتمالًا گاهى اوقات هم كارشكنى مىكنند؛ آيا معرفى اين طور افراد به مقامات ذىصلاح مملكت از نظر شرعى اشكالى ندارد؟ رفت و آمد خانوادگى با آنان چه صورتى دارد؟
بسمه تعالى، در صورتى كه كارشكنى بكند بعد از ارشاد، معرفى او اشكال ندارد.
٧. اينجانب از حدود ١٥ سال قبل به مطالعه كتب دينى پرداخته و در اين زمينه كتابهاى زيادى از نويسندگان مختلف به صورت كتابخانهاى جمعآورى كردهام. در ميان كتابهايم، كتبى موجود است كه نويسندگان آن، افرادى هستند كه قبلًا به عنوان مسلمانان متعهد و مبارز شناخته مىشدند، ولى با گردش چرخ عظيم انقلاب و غربال شدن افراد، ماهيت اصلى آنان مشخص گرديد؛ تكليف اينجانب در مورد نگهدارى و احياناً مطالعه كتب اين افراد كه قبلًا خريدارى كردهام چيست؟
بسمه تعالى، نگهدارى آنها اشكال ندارد.
٨. اينجانب در زمان طاغوت از تلفن، خودكار و كاغذ اداره گاهى اوقات استفاده شخصى مىكردهام و ضمناً حق اينجانب را هم در همان زمان پايمال كردهاند؛ آيا الآن بايد پول آنها را حساب كرده و بپردازم يا خير؟ و اگر بايد بپردازم، آيا مىتوانم بابت حق پايمال شدهام حساب كنم يا خير؟ راهنماييم بفرماييد.
بسمه تعالى، ضامن هستيد و نمىتوانيد حساب كنيد.
[سؤال ٢٥٣٧] ١٢١٧٩٨١
بسمه تعالى
تهران، دفتر امام خمينى، سلام عليكم
اينجانبان شغلمان تكنيسين دامپزشكى است كه براى انجام خدمت دامپزشكى، در ماه بايد چند روزى را به روستايى عزيمت نماييم. وطن اصلى ما مشهد و محل خدمت ما كلات مىباشد؛ تا كنون طبق توضيح المسائل، حكم مسافر را اجرا نموده،