صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٦ - شيوه تبليغات غرب بر عليه ما
بهتر از حالا بود! بعض اشخاص متدين، لكن غافل از وقايع. [از] بىتوجّهى به وقايعى كه واقع شده است و چيزهايى كه در رژيم سابق رايج بوده، همين كه چند نفر فاسد رفته شكايت كرده پيش مثلًا فلان آقا كه به من ظلم شده است، به من چه شده است، آن آقا فرموده است كه رژيم سابق بهتر از حالا بود! البته بىتوجه به مسائل، نه با غرض.
ما چنانچه دير بِجُنبيم، در همين داخل كشور [از] همانهايى كه قلمها را به دست گرفتند تا اينكه اين انقلاب را، دانسته يا ندانسته مشوَّه كنند، خواهيم به يك امر بزرگى مواجه شد. و اينكه در بين ملت ما هم كه شاهد مسائل بودند باز شايع كنند كه زمان رژيم سابق بهتر از حالا بود. اين براى ضعف تبليغات ما و قوّه تبليغات آنهاست. آنها در تبليغاتشان اتكا دارند به قدرتهاى بزرگ و بودجههايى كه از آنجا برايشان مىآيد، و ما حق خودمان را بررسى كرديم و تبليغ نكرديم. آنها مشغول تبليغ به ضد ما هستند؛ به ضد جمهورى اسلامى هستند. گاهى با اسم اسلام به ضد جمهورى قلمفرسايى مىكنند يا صحبت مىكنند. گاهى هم مستقيماً بدون اسم اسلام از اين جمهورى انتقاد مىكنند؛ و هر روز در كوچه و بازار بين مردم شايع مىكنند. ما نتوانستيم- و بايد بگويم ما عرضه اين معنا را نداشتيم- كه تبليغاتمان حتى در داخل كشور يك تبليغات دامنهدارى باشد. فضلًا كه در خارج كشور بايد بگوييم كه انقلاب خودش پيش رفته؛ نه ما پيش برديم. آن طورى كه ملتهاى اسلامىِ خارج اطلاع پيدا كردند بر وقايع اينجا نه اين بوده است كه ما يك تبليغاتى داشتيم و آنها را با تبليغات خودمان آن طور عاشق اين انقلاب كرديم؛ اين انقلاب خودش كأنَّه منعكس شده در آنجا؛ و آنها كه بىغرض بودند، بىمرض بودند، فهميدهاند تا حدودى كه شماها چه مىخواهيد، ملت ما چه مىخواهد. و ديدند خواست ملت ما همان خواستى است كه همه ملتها دارند؛ هم ملتهاى مستضعف جهان و هم ملتهاى مُسْلِم جهان. نه اين است كه ما توانستيم تبليغ بكنيم. ما نشستيم كه حق، خودش پيش برود! تكليف خودمان را نتوانستيم ادا بكنيم. چنانچه اين گروههايى كه حالا به فكر افتاديم، آقايان به فكر افتادند كه به خارج بفرستند همان دنبال انقلاب، اول انقلاب، اين گروهها را فرستاده بودند، ما وضعمان در خارج اين طور نبود. حتى پيش دولتهاى