صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧ - تفاوت احزاب ايران و احزاب خارجى
اين است كه ما امروز در حال جنگ هستيم؛ در حال جنگ با ابَرقدرتها هستيم.
چنانچه ما كه در حال جنگ هستيم و دشمنهاى ما مىخواهند ملت ما را به اسارت بكشند و تمام سران را از بين ببرند، بايد اين ملت با هم اجتماع كنند و همان وحدتى كه در اول انقلاب بود، و نتيجه بزرگ آن را ديديد، باز هم حفظ كنند. اين طور نباشد كه گروههاى مختلف، احزاب مختلف، و اشخاص مختلف، در يك موقعى كه ما همه احتياج به وحدت كلمه داريم، اختلاف ايجاد كنند؛ تشنج ايجاد كنند. البته آنهايى كه مىخواهند اين نهضت و اين انقلاب را از بين ببرند و كشور ما را مىخواهند به حال زمان طاغوت برگردانند آن كنار نشستند، و اشخاص را كه در داخل هستند وادار به عملهايى و نوشتههايى و گفتارى مىكنند كه در اين انقلاب اختلاف واقع بشود و ملت ما و ملت بزرگ ما، طايفههاى مختلف بشوند؛ يك طايفه به اسم يك گروه تظاهر كنند، و يك طايفه به اسم يك گروه ديگر. اين از امورى است كه القا شده است به اشخاص يا گروهها. و شايد خودشان هم مطّلع نيستند.
شياطينى كه در خارج نشستند و نقشه كشيدند براى نابودى همه ما خود ما را وادار مىكنند كه تيشه به ريشه خودمان بزنيم. توجه به اين معنا داشته باشند كه در صدر مشروطيت كه احزاب مختلف پيدا شد دنبال آن پيروزى كه ملت پيدا كرده بود، اين احزاب مختلف به جان هم افتادند و اين كشور را تباه كردند. شما گمان نكنيد كه احزابى كه در ممالك ديگرى هست، در صدر مشروطيت در انگلستان بود، آن احزاب با همان كارى كه آنها مىكردند و حزب بازى مىكردند ماها را به اختلاف مىكشيدند، و خود آنها با هم دشمنى نداشتند. هيچ حزبى بر ضد مصالح كشور خودش عمل نمىكرد. اگر هم با هم اختلاف سليقه يا اختلاف رَويّه داشتند، عاقلانه بود؛ با حساب بود. اين طور نبود كه يك دسته دسته ديگر را آن چنان تضعيف كنند كه كشورشان آسيب ببيند. مع الأسف همان احزابى كه در آنجا بودند به ما نمايش مىدادند كه كشور بايد احزاب داشته باشد و احزاب هم بايد مخالف با هم باشند، ما را و احزاب ما را روبروى يكديگر قرار مىدادند و به ضرر هم صحبت مىكردند و به ضرر هم قلمفرسايى مىكردند؛ و نتيجه اين شد كه به