صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨ - وظايف معلّمين در تربيت شاگردان
انسان از عبوديت ديگران آزاد بشود و عبوديت خدا را بپذيرد- كه لايق اين است كه انسان عبد او باشد- كارهايى كه انجام مىدهد انحراف ندارد؛ يعنى انحراف عمدى نخواهد كرد.
تمام اينهايى كه انحرافى هستند- چه عقايد انحرافى و چه اعمال انحرافى و چه قلمهاى انحرافى و چه نطقهاى انحرافى- اينها براى اين است كه از كانال عبوديت اللَّه عبور نكردهاند، اينها بنده هواهاى نفسانى هستند.
اين بچههاى كوچك كه در دست معلمين درجه پايين باصطلاح، درجهاى كه از حيث كلاس پايينتر است، اين بچهها لايق اين هستند كه يك انسان بشوند، لايق اين هستند كه يك انسان به تمام معنا بشوند؛ و لايق اين هستند، قابل اين هستند كه يك شيطان بشوند، يك حيوان بشوند.
تربيت است كه اين طفل را يا به راه انسانيت وامىدارد، يا به راه حيوانيت. چنانچه مقامات دنيا را انسان به رخ اينها بكشد و هِى از مقامات و از درجات و از شغلها دل اين كودك را انباشته كند، اين همين طورى بار مىآيد. [همان] چيزى كه در آن مرتبه ياد گرفته است و در قلبش واقع شده است. چون قلب، قلب صاف نورانى است زود قبول كرده است. در مرتبه بعد هم كه برود، دنبال اين مىرود كه يك سندى دست بياورد، به طور مشروع فرض كنيد، حقوق بگير بشود، يا چپاولگر بشود.
اگر در ذهن اين بچهها شما هِى انباشته كنيد شغلتان چطور مىشود، مقامتان چه مىشود، مرتبهتان چه مىشود، مرتبهتان چه مىشود، به باغ مىرسيد، به دنيا مىرسيد، اينها همه توجهشان به همان مىشود، كأنَّهُ چيز ديگرى غير از اين نيست. و چنانچه به آنها اين معنا را تزريق كنيد كه ما با شرافت انسانيّت بايد در اين كشور زندگى كنيم، همان معنايى كه حاصل مىشود از براى آن چپاولگرى كه مالِ مردم را مىبرد يا آن منحرفى كه حقوق مىگيرد براى اين هم، اگر براى خدا كار كند، آن مطالب حاصل مىشود. لكن بين اين دو تا فرق است. او از كانال خيانت رسيده است به يك خانه. و اين از كانال عبوديت خدا رسيده است به آن خانه. اين اعتنا به آن خانه نداشته است، لكن