صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٦ - بشر در جستجوى كمال مطلق
آمد، راضى نيست. مىخواهد كه كشورهاى ديگر هم تحت سلطه او باشد. شما مىبينيد كه الآن اين دو قدرتى كه در عالم هست، در زمين است، اين دو قدرت هيچ كدام راضى به آن ابرقدرتىِ خودشان نيستند. دولت امريكا مىخواهد كه روسيه شوروى نباشد و خودش باشد. شوروى هم مىخواهد كه امريكا نباشد و خودش باشد. و توهّم اين را مىكنند كه كافى است برايشان! و حال آنكه اگر تمام زمين را به يكى بدهند، مىرود دنبال آنچه ندارد. قانع نمىشود به آنچه دارد. دنبال آن چيزى است كه ندارد، براى اينكه عشق به كمالِ مطلق دارد، عشق به قدرت مطلقه دارد. اگر تمام عالم را، تمام اين كهكشانها و تمام اين سيّارات و ثوابت و هر چه هست در تحت سلطه يك نفر بيايد، باز قانع نمىشود، براى اينكه اينها كمال مطلق نيست. تا نرسد به آنجايى كه اتصال به درياى كمال مطلق پيدا بكند و فانى در آنجا بشود، برايش اطمينان حاصل نمىشود. أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ. [١] نه به رياست جمهورى و نه به نخستوزيرى و نه به قدرت قدرتهاى بزرگ و نه به دارا بودن همه مُلك و ملكوت. آنى كه اطمينان مىآورد و نفس را از آن تزلزل كه دارد و خواهش كه دارد بيرون مىآورد «ذكر اللَّه» است. نه ذكر اللَّه به اينكه با لفظ، ما لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ^ بگوييم. ذكر اللَّهى كه در قلب واقع مىشود، ياد خدا، توجه به او: أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ. و بعد در آيات ديگر مىفرمايد كه يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي. [٢] اگر انسان بخواهد خصوصيات اين آيات شريفه را بگويد طولانى است. من يك اشاره به آن بكنم. و آن اينكه آن «نَفْس مطمئنّه»؛ يعنى آن نفسى كه ديگر هيچ خواهشى ندارد. اين طور نيست كه حالا نخست وزير شده مىگويد اين كم است، بايد رئيس جمهور بشوم؛ رئيس جمهور شده است مىگويد اين كم است، من بايد رئيس جمهور كشورهاى اسلامى باشم. به اينجا رسيد مىگويد اين كم است. به هر جا برسد كم
[١] آيه ٢٨، سوره رعد: آگاه باشيد كه تنها ياد خدا آرامبخش دلهاست
[٢] آيات ٢٧ تا ٣٠، سوره فجر: «اى نفْس قدسى مطمئن و دلِ آرام (به ياد خدا)! امروز به حضور پروردگارت بازآى كه تو خشنود (به نعمتهاى ابدى او)، و او راضى (از اعمال نيك) توست، بازآى و در صف بندگان خاص من درآى و در بهشت رضوانِ من داخل شو».