صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٩ - خط جهاد و خط سازش دو رشته هميشگى تاريخ
او را يك فرد متعهد، مجتهد، متعهد، متدين، علاقهمند به ملت، علاقهمند به اسلام و به درد بخور براى جامعه خودمان مىدانستم. و شما گمان نكنيد كه اين آقايان كه وارد شدند در اين شغلهاى دولتى، اينها يك اشخاصى بودند يا هستند كه راهى براى استفاده جز اين مقام ندارند؛ اينها هر كدام اشخاص متعهدى بودند كه در پيش مردم مقام داشتند، در پيش روحانيت مقام بزرگ داشتند، و اين طور نبود كه واخورده باشند كه بخواهند بيايند اينجا انحصار طلب باشند. خدا انصاف بدهد به آنهايى كه انحصارطلب بودند و مىخواستند بهشتى و خامنهاى و رفسنجانى و امثال اينها را از صحنه خارج كنند. اينها رفتند به آقاى بهشتى و اين جمعى كه در اين واقعه [...]؛ در اين واقعه فجيع [كه] به دست عمّال امريكا و به دست اشخاصى كه كسى [كه] «شناخت» [١] آنها را خوانده باشد، مىداند كه به هيچ يك از اصول اسلامى اعتقاد نداشتند، [درست شده بود،] به دست اينها شهيد شدند و به درگاه خدا شتافتند وَ نَحْنُ انْ شاءَ اللَّهُ بِهِمْ لاحِقُون. [٢]
خط جهاد و خط سازش دو رشته هميشگى تاريخ
از صدر اسلام تا كنون دو طريقه، دو خط بوده است: يك خط، خط اشخاص راحت طلب كه تمام همّشان به اين است كه يك طعمهاى پيدا بكنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا هم آنهايى كه مسلمان بودند، مىكردند، اما مقدم بر هر چيزى در نظر آنها راحت طلبى بود. در صدر اسلام، از اين اشخاص بودند. وقتى كه حضرت سيد الشهدا- سلام اللَّه عليه- مىخواستند مسافرت كنند به اين سفر عظيم، بعضى از اينها نصيحت مىكردند كه براى چه، شما اينجا هستيد، مأمونيد و حاصل، بنشينيد و بخوريد و بخوابيد.
و از همانها بعضى قماشها بودند كه اشكال هم مىكردند كه يك قدرت بزرگى را در مقابلش چرا يك عده كمى قيام مىكنند. اين در طول تاريخ تا حالا بوده است. از اول نهضت اسلامى، ما شاهد اشخاصى كه به اين وضع بودهاند، راحت را بر هر چيزى مقدم
[١] شناخت، يكى از كتابهاى منتشره سازمان «منافقين» براى تبيين خط مشى و جهانبينى آنها
[٢] و اگر خدا بخواهد ما به ايشان مىپيونديم.